کودکان تمایل بسیار زیادی به نقاشی کشیدن دارند ، شاید از نظر بسیاری از افراد این نقاشی ها خطوطی بی معنی هستند. اما محققان خلاف این موضوع را ثابت کرده اند. نقاشی برای کودک راهیست برای ارتباط و انتقال پیام به بزرگتر ها.
نقاشی های او وسیله ای برای بیان خویشتن، فرار از آزارهایی که دیده و نمادین کردن تابوهایی است که با رنج بچه ها ارتباط دارد و آنان قادر به بیان این رنج ها از طریق زبان نیستند.
کودک اغلب درون خود را به وسیله کشیدن نقاشی عیان می سازد و علایق، عقده ها، کمبودها و تمایلات خود را ناخودآگاه در نقاشی هایش به کمک سمبل نشان می دهد.
در واقع بچه ها از طریق نقاشی می توانند آنچه را که در ضمیر ناخودآگاهشان دارند و احتمالا باعث ناراحتی ها، نگرانی ها، ترس ها و اضطراب آنان می شود، بیان کنند و با این روش بیرون بریزند.
نقاشی می تواند احساسات درونی کودک را بیان کند و باعث تخلیه هیجانی وی شود و همین تخلیه هیجانی نیز به درمان بچه های مشکل دار منتهی شود. نقاشی کودک نه تنها هوش و سطح تحول ذهنی او را نشان می دهد، بلکه باز کردن نوعی فرافکنی از هستی خود و دیگران است و ما را به مسائل روانی و تاریخچه زندگی کودک رهنمون می شود.
نقاشی و فرافکنی کودکان
هم اکنون کارشناسان و متخصصان کودک از نقاشی به منزله فرافکنی ناهشیار با هدف شناخت شخصیت و حل مشکلات روانی کودکان مشکل دار استفاده می کنند، چراکه این روش، امکان نزدیک تر شدن به کودک و پاسخگویی به سوالاتی که وی توانایی بیان آنها را ندارد، فراهم می سازد. در حقیقت همه پرسش های پنهانی، شادی ها، اضطراب ها، عشق ها و ترس های کودک در نقاشی نمایان می شود. کودک که الفاظی را برای بیان احساس خود در اختیار ندارد، از راه نقاشی هایش و از طریق راز و رمزهایی مانند خورشید، آب، درخت یا خانه بدون هیچ قید و بندی سخن می گوید و پیام خود را به اطرافیان بخصوص والدینش می رساند.
چگونگی روابط در خانواده و تاثیر آن بر نقاشی کودکان
برخلاف آنچه تصور می شود، کودکانی که در یک خانواده به دنیا آمده و بزرگ شده اند، هر کدام به طرق مختلف توسط والدین خود تربیت و مورد محبت قرار می گیرند؛ البته این موضوع را والدین منکر می شوند و همیشه اطمینان می دهند که هیچ فرقی میان فرزندانشان نمی گذارند. ترجیح دادن یک فرزند به دیگری، انگیزه ای کم و بیش ناخودآگانه دارد و حتی اگر این موضوع را کنار بگذاریم، اختلاف در طرز رفتار با کودکان هرگز به اندیشه یا کم و بیش به تعلق خاطر داشتن پدر و مادر بستگی ندارد، بلکه به عوامل عینی دیگری مانند ترتیب تولد، جنسیت کودک و عوامل احتمالی دیگر بستگی دارد؛ به عنوان مثال اگر مادری دلش پسر می خواسته، صاحب دختر شود، رفتارش نسبت به نوزاد دختر کمتر محبت آمیز یا می توان گفت کمتر از صمیم قلب است یا در جوامع مردسالاری، پدران غالبا نسبت به پسران خود سختگیری می کنند و بیشتر مراقب کار مدرسه و پیشرفت آنها هستند، در حالی که در مورد دخترانشان توجه کمتری نشان می دهند یا کودک یکی یکدانه و اولین فرزند خانواده، همیشه مورد توجه و مراقبت فراوان پدر و مادر است و چون رقیبی ندارد در روابط عاطفی انحصارطلب است.
در نقاشی کودکان ملایم، خطوط منحنی غلبه دارد و بیشتر از رنگ های ملایم و شاد بخصوص آبی و نارنجی استفاده می شود اما در نقاشی های کودکان پرخاشگر معمولا خطوط ترسیم شده زاویه دار پررنگ و پر از تیزی است
کودکان اول هم خیلی بیشتر از دیگر کودکان به خواهر و برادرانشان حسادت می ورزند و گاه نسبت به آنان مستبد هم می شوند و در کوچک ترها احساس کوچکی و زیردستی به وجود می آورند.
تمام این عوامل و تاثیر آنها در زمانی که ما از کودک می خواهیم یک نقاشی خانواده را بکشد، خود را نشان می دهد. اعضای یک خانواده هماهنگ در نقاشی کودکان همیشه با هم و دست در دست هم نشان داده می شوند. نزدیک شدن دو یا چند شخصیت در نقاشی کودک نشانگر انس و الفت واقعی آنها یا تمایل کودک به آنهاست.
کودک معمولا خودش را نزدیک کسی نقاشی می کند که حس می کند در کنارش راحت است یا او را بیشتر از همه دوست دارد.
وقتی کودکی حس می کند کاملا از دیگر اعضای خانواده جداست یا در صورتی که نسبت به آنها احساس خاصی نداشته باشد، در نقاشی هایش خود و دیگران را به طرق مختلف از هم جدا می سازد.
در بیشتر نقاشی هایی که کودکان از خانواده خود می کشند، همیشه یک شخصیت اصلی وجود دارد که کودک بیشترین بار احساسی خود را چه به صورت عشق و ستایش و چه به صورت ترس و دلهره روی او مستقر می کند. این شخصیت اصلی و برجسته غالبا قبل از دیگران کشیده می شود، زیرا او اولین کسی است که کودک به او فکر می کند و توجهش به او جلب می شود. این شخص گاهی در مرکز کاغذ ترسیم می شود و نگاه های دیگر اشخاص به طرف او برمی گردد، بزرگ تر از بقیه کشیده می شود و بیش از بقیه فضای روانی کودک را اشغال می کند. کودک در کشیدن اعضای منسوب به این شخص نهایت دقت را می کند و گاهی اوقات نیز تصویر این شخص ارزشمند (اهم از پدر، مادر، عمو، خواهر، برادر و…) را چند بار در تصویر می کشد.
خلاف این اصل نیز صادق است؛ مثلا کودکی که پدرش دائم او را تنبیه می کند، تصویر او در نقاشی حذف می شود یا شخصی که برای کودک ارزش ندارد، همیشه در آخرین لحظه و با کمترین جزئیات و کوچک تر از همه و گاهی خارج از گروه خانواده کشیده می شود.
نقاشی خانواده که بسیار زیاد به عنوان وسیله ای برای تشخیص امراض روانی و تجزیه و تحلیل فردی کودک به کار گرفته می شود، در عین حال می تواند اطلاعات زیادی برای شناخت محیط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خانواده را ارائه دهد.
نقاشی های با احساس
هیجان پذیری و هیجان ناپذیری: کودکان اغلب هیجان پذیری خود را با خطوط کمرنگ، مردد، از سر گرفته شده و گاهی لرزان نشان می دهند.
کودکان هیجان پذیر معمولا از رنگ های ملایم، کمرنگ، سایه دار و گاهی نیز از خاکستری و سیاه که گرایش به افسردگی را مشخص می کند، استفاده می کنند.
نقاشی کودکان آرام و هیجان ناپذیر، دارای خطوط منظم و استوار است. قطع شدن خطوط غیرضروری و لرزش در آن دیده نمی شود و نقاشی از رنگ آمیزی متعادلی برخوردار است.
ملایمت، خشونت: در نقاشی کودکان ملایم، خطوط منحنی غلبه دارد و بیشتر از رنگ های ملایم و شاد بخصوص آبی و نارنجی استفاده می شود.
اما در نقاشی های کودکان پرخاشگر معمولا خطوط ترسیم شده زاویه دار، پررنگ و پر از تیزی است و جزئیات صورت آدمک هایی که می کشند، همه نشان دهنده خشم است؛ مثلا چشم دریده، بینی با پره های باز، لب های کلفت و دندان ها و ناخن های مشخص و تیز، شانه های پهن و مشت های گره کرده است. معمولا کودکان پرخاشگر از رنگ های زنده تند مانند قرمز همراه با رنگ سبز (نشانه خشم) استفاده می کنند همچنین این رنگ ها همراه با رنگ سیاه (نشانه احساس گنهکاری توام با میل به آزارگری) در نقاشی این دسته از کودکان غلبه دارد.
شادی، افسردگی و اضطراب: کودکی که شاد است با ریتم خوبی نقاشی می کند و تعادل کلی در شکل های نقاشی وی دیده می شود. رنگ های نقاشی وی صریح، متنوع، زنده و شاد است. صورت آدمک ها با حالت زنده و متعادل است. نمادهای خوشبختی مانند خورشید و گل نیز اغلب در نقاشی این کودکان دیده می شود؛ اما در نقاشی کودکان غمگین، خطوط مبهم بوده و غالبا به سمت پایین حرکت دارد.
نقاشی ها کمرنگ، سایه دار و بدون رنگ و پاره ای از نواحی کاملا سیاه است و اما در کودکان مضطرب ترسیم و نقاشی به کندی صورت می گیرد و گرایش به استفاده از مداد پاک کن زیاد است. خطوط یا بسیار کمرنگ یا بسیار پررنگ است و غالبا از سر گرفته می شود.
آدمک در نقاشی این دسته از کودکان غالبا معلول، بدون تنه یا آن که اعضا به صورت ناقص و چسبیده به بدن ترسیم می شود، پاها کوچک و نااستوار است و نداشتن ایمنی را در این کودکان آشکار می کند. دهان آدمک ها به صورت خطی، نامنظم و گاهی دارای حالت خنده ای عصبی است، رنگ ها سرد و تیره است و گاه رنگ سیاه همراه با رنگ قرمز (نماد خون و پرخاشگری) غلبه دارد و این رنگ ها به صورت هاشور، چهارخانه، سایه روشن یا رنگ های یکسره نشان داده می شود.
رنگ ها، خطوط و فضاها چه می گویند!
رنگ ها یکی از مهم ترین ملاک ها و معیارهای سنجش شخصیت و شناخت روح و روان کودکان است. رنگ همیشه وسیله ای برای بیان ارتباط، احساسات و عقاید بوده و هست، به طوری که می توان به زبان رنگ ها صحبت کرد. انتخاب رنگ توسط کودک به طور نسبی می تواند اطلاعات صحیحی در زمینه رفتارهای خانوادگی و نوع عملکرد خانواده ها در منزل بدهد. به عنوان نمونه کودکانی که بیشتر از رنگ های تیره در نقاشی های خود استفاده می کنند، معمولا در خانه از آرامش کافی برخوردار نیستند و غالبا پس از بررسی، از مشاجرات پدر و مادر یا بداخلاقی والدین گله می کنند. کودکان سالم که در مراحل رشد طبیعی به سر می برند، طبعا گرایش به انتخاب رنگ های گرم (قرمز) دارند. این رنگ نشان از نوعی وابستگی، علاقه، تحرک و تمایل به زندگی است؛ به طور کلی می توان گفت سرخوردگی های کودک که ناشی از تربیت سوء والدین است مستقیما در انتخاب رنگ های او در نقاشی هایش تاثیر دارد.
خطوط نیز در نقاشی کودکان بدون وابستگی به محتوا دارای بار شدید بیانی و قدرت وجودی خاصی است. خط می تواند به اشکال مختلف مانند ضخیم، نازک، خط نقطه، خط مداوم، عمودی، افقی، زاویه دار، مارپیچ و… ظاهر شود. خط ها به تنهایی توانایی آن را دارد که حالت های روانی متفاوت مانند غم، شادی، عصبانیت و اطمینان به خود را نشان دهد. کودک در زمان راحتی و شادی خطوطی بازتر و بلندتر را نقاشی می کند و ضعف عصبی با فشردگی و کوتاهی خطوط، پرخاشگری یا قطعه قطعه و متغیر کردن و بهم پیچیدن خطوط و احساسات با خطوط نازک و حرکات ملایم در آنها نشان داده می شود، اما انتخاب فضا توسط کودک در نقاشی هایش نیز سخن هایی دارد. به طور کلی کودکانی که نقاشی شان را با هماهنگی و تناسب لازم روی کاغذ ترسیم می کنند، کودکانی آرام هستند. کودکان کمرو نقاشی خود را در گوشه کاغذ می کشند و نقاشی کودکی که زیاد به طرف چپ کاغذ متمایل شود، نشانگر غم، اندوه، گوشه گیر بودن و بی اعتمادی نسبت به خود است.
نقاشی در فضاهای انتخابی کوچک نشان از حالت های افسردگی و اضطراب است و استفاده از حاشیه کاغذ برای ترسیم نقاشی به معنای «نیاز مبرم به کمک دیگران» است. وابستگی به مادر از طریق کشیدن نقاشی ها در حاشیه کاغذ از بالا به پایین تشخیص داده می شود. موجی بودن خطوط و بزرگ تر کردن نقطه ها و تبدیل دوایر کوچک در کودکان دارای اضطراب دیده می شود.
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
تکان دادن نوزادان برای آرام کردن گریه آنها، میتواند آسیبهای مغزی متعددی را ایجاد کند بدون آنکه نشانه ظاهری در آنها مشاهده شود.
چنانچه والدین یا پرستار به علت گریه مداوم نوزاد پینبرند، ممکن است به سرعت وارد عمل شوند و تکان دادن نوزاد را آغاز کنند که این امر سبب آسیب مغزی در نوزاد و در نتیجه باز ایستادن نوزاد از گریه میشود.
هرچند میزان آسیب مغزی به تکرار، شدت و استمرار تکان دادن نوزادان وابسته است اما آسیبهای کوچکی چون زودرنجی، رخوت و بیحالی، تشنج، استفراغ یا بیاشتهایی و دیگر آسیبهای جدیتر مانند آسیب چشمی یا شکستگی استخوان از عوارض تکان دادن نوزاد است.
بیشتر قربانیان این مشکلات شیرخواران زیر 2 سال هستند و آسیبپذیرترین آنها نیز شامل نوزادان نارس، نوزدان کم وزن، نوزدان مبتلا به کولیک مفرط، نوزدان معلول، دو قلوها و فرزندخواندهها هستند که البته پدران بیش از مادران در بروز این آسیبها نقش دارند. علائم این سندرم چیست؟
آمارها نشان می دهد که ۵ تا۱۰% این کودکان کاملاً بهبود می یابند. میزان آسیب دیدگی مغز بستگی به مقدار و مدت تکان دادن و نیرویی که به کار برده می شود دارد بنابراین علائم از خفیف تا شدید متغیر است.
در مواردی که آسیب متوسط تا شدید باشد سه ضایعه عمده دیده می شود که عبارتند از:
1- هماتوم ساب دورال (جمع شدن لخته خون بین مغز و جمجمه)
2- ادم مغزی (ورم مغز)
3- خونریزی در شبکیه (خونریزی در پرده خلفی چشم)
4- ادم کنترل نشده مغزی اغلب منجر به مرگ می شود.
5- خونریزی ته چشم نیز در اكثر موارد باعث از دست دادن دید به طور کامل یا جزیی می گردد.
6- تجمع لخته خون بین مغز و استخوان سر نیاز به جراحی و تخلیه دارد.
علائم سندرم خفیف:
1- تهوع و استفراغ
2- خواب آلودگی
3- تحریک پذیری
4- اختلالات بلع و تغذیه
5- از دست دادن جزئی دید
6- تغییرات شخصیتی و رفتاری
7- ناتوانی در یادگیری
8- اختلالات تشنجی
9- تاخیر در نمو کودک
علائم سندرم متوسط و شدید:
چه كسی و به چه علت كودك را تكان می دهد:
اغلب مردان این عمل را مرتكب می شوند، این افراد در اوایل دهه سوم زندگی بوده و به عنوان پدر یا به عناوینی دیگر با كودك در تماس هستند. زنانی كه این عمل را انجام می دهند معمولاً پرستار یا مراقب كودك می باشند. اما مهم است به خاطر داشته باشیم هر فردی كه با یك كودك ناآرام مواجه شود چون کمبود خواب دارد و یا تحت عوامل استرس زای بیرونی است میتواند خطر آفرین باشد.
گریه تنها راهی است که کودک به وسیله آن می تواند به ما بگوید به چیزی مانند غذا، تعویض كهنه یا بغل كردن احتیاج دارد. گریه صدای ناخوشایندی است و باید هم باشد چرا كه اگر خوشایند بود نادیده گرفته شده و به نیازهای كودك پاسخ داده نمی شد. یك مادر بی تجربه وقتی نتواند بر گریه مداوم كودك كه گاهی ۳ تا ۴ ساعت طول می كشد تحمل کند، عصبانی شده و برای ساكت كردن وی اقدام به تكان دادن و حتی آزار رساندن به او می كند.
برای پیشگیری از ضایعات SBS چه كارهایی می توان انجام داد:
هرگز یك شیرخوار یا طفل كوچك را تكان ندهید.
همیشه از سر كودك به نحو مناسب حمایت كنید. به هر كسی كه می خواهد از كودك مراقبت كند،آموزش دهید به خصوص به مراقب كودك بیاموزید چگونه از سر كودك هنگام نگه داشتن، بازی كردن و جابجا كردن وی حمایت كند.
مطمئن شوید افرادی كه با كودك سرو كار دارند از خطرات تكان دادن كودك اطلاع داشته باشند. این افراد می توانند والدین، پدر بزرگ، مادر بزرگ، كودكان دیگر، دوستان و سایر خویشاوندان باشند.
پیش از به وجود آمدن این موقعیت به راه حلی برای غلبه بر عصبانیت خود بیندیشید.
بیشتر: سلامت نیوز (تندرستی): سلامت:تکان دادن نوزاد بسیار خطرناک است.
منابع:
jamnews.ir
salamatnews.com
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
وقتی روی کتاب های کف اتاق خواب پسر ده ساله ام لیز خوردم فهمیدم که باید کاری می کرد. آن طور هم نبود که من و همسرم قبلاً تلاش نکرده باشیم. تهدیدها و اولتیماتوم های ما فقط به طور موقتی مشکل را حل می کرد. کتاب ها همیشه کف اتاق پراکنده بود.
سپس به ذهنم خطور کرد که از روش منظمی که در کتابفروشی ها به کار برده می شود، استفاده کنم. برای پسرم قفسه های پلاستیکی خریدم، سپس به کمک هم کتاب ها و دیگر وسایل او را در قفسه ها جای دادیم و مرتب کردیم. دیگر نه من نق می زدم و نه او اتاق درهم برهمی داشت.
والدین پر مشغله اغلب مانند گروهبان آموزشی عمل می کنند که فقط در طول روز به افراد آموزش می دهند، این روش نه تنها بی اثر است بلکه والدین و فرزندان را عصبانی و آزرده خاطر می کند.
درگیر و شریک کردن بچه ها در کارهای خانه ، همیشه مشکل است. این کار را با وضع مقرارت مشخصی در مورد این که چه کسی، چه کاری را چه موقع می بایست انجام دهد شروع کنید. از بچه ها بخواهید که در طرح یک جدول به شما کمک کنند. وقتی کاری به طور کامل اجرا نمی شود، با ربط دادن نتایج به رفتار بد، درسی به آنها بیاموزید.
بنابراین شما چه چیزی باید به فرزندانتان بگویید تا کاری را که می خواهید انجام دهند؟ راه حل های زیر با استفاده از تجربه های والدین که مربوط به پنج مشکل عمومی است باید حس همکاری و مسئولیت پذیری و مرتب بودن فرزندان را برانگیزد x96 مهارت هایی که یک عمر به درد آنان می خورد.
وقتی فرزندتان دسته گلی به آب داده است. به جای این که بگویید « ای دست و پا چلفتی!» بگویید: « ببینم، برای حل این مشکل چی لازم داری؟»
جین نلسون روان شناس خانواده می گوید: « این که والدین چگونه با اشتباهات کوچک فرزندان کنار می آیند x96 از ریختن شیر گرفته تا شکستن اسباب بازی x96 می تواند منجر به کتابدوستی و اعتماد بین آنها و فرزندانشان شود یا سبب فاصله و خصومت گردد.»
گاهی فرزندانتان کارهایی می کنند که شما باید تحمل کنید، البته خیلی سخت است ولی برخورد خشونت آمیز به آنها یاد نمی دهد چگونه رفتارشان را تصحیح کنند. اگر با فریاد بگویید: « فوراً آن را تمیز کن.» عمل تمیز کردن نه الزام منطقی عملش، بلکه بیشتر شبیه تنبیه به نظرش می رسد.
نحوه ی برخورد فرزندتان با راه حل انتخابی شما مهم است. متوجه باشید که هیچ سرزنشی در کار نباشد ، فقط به طور ساده بیان موقعیتی باشد که نیازمند اصلاح است.
اتاق درهم و برهم فرزندتان شما را ناراحت می کند. به جای این که بگویید: « اتاقت را مرتب کن x96 وگرنه...! » بگویید « یا الان مرتب کن و یا تا ده دقیقه بعد x96 انتخاب با خودت است.»
والدین اغلب به استفاده از تهدیدهای تو خالی روی می آورند که تأثیر چندانی بر بچه ها ندارد. نتیجه چیست؟ به نظر می رسد « نتیجه ی این نوع برخورد ، افزایش کشمکش است که می تواند به سرعت شدت یابد.»
از دادن اولتیماتوم اجتناب ورزید. سعی کنید که همیشه بر وجه مثبت کار تأکید کنید. مثلاً بگویید: « اگر اسباب بازی ها و لباسهایت منظم باشد اتاقت خیلی قشنگ می شود.» و با دادن انتخاب محدودی به فرزندانتان در مورد زمان انجام این کار، در واقع از برخورد و درگیری با او پرهیز می کنید.
او نمی خواهد از رختخواب بیرون بیاید. به جای این که بگویید: « پاشو! این آخرین دفعه است که صدایت می کنم.» بگویید: « صبح به خیر. ساعت هفت است، الان باید چه کار کنی؟»
به عنوان والدین ، ما اغلب در قبال فرزندانمان مسئولیت زیادی به عهده می گیریم، بنابراین تعجبی ندارد که آنها مدت زیادی در تختخواب منتظر بمانند تا به آنها گفته شود، بلند شوند. فرزندان به طور تجربی می دانند که ما آنها را با ناز و نوازش بیدار می کنیم و نمی گذاریم دیرشان شود.
می گوید: « نق زدن ، به فرزندان یاد نمی دهد که چگونه مسئولیت پذیر باشند. در تعطیلی آخر هفته در مورد راه هایی که سبب می شود صبح زیبا همچنان زیبا بماند، صحبت کنید. به عنوان مثال او می تواند شب قبل لباسهایش را آماده کند و کیفش را ببندد. یک ساعت شماطه دار بخرید و نحوه ی تنظیم آن را به او یاد بدهید.
تصمیم بگیرید در مقابل کاری که می خواهید فرزندتان انجام دهد، چه خواهید کرد. مثلاً برایش توضیح دهید که اگر از سرویس مدرسه جا بماند، او را با ماشین خودتان نخواهید برد. البته این تهدید موقعی عاقلانه است که فرزندتان بتواند پیاده یا با وسایل نقلیه عمومی به مدرسه برود.
بر سر حرفتان بمانید: او باید مسئله دیر رفتن به مدرسه را حل کند یا این که جوابگوی علت دیر کردش به اولیای مدرسه باشد.
او باز هم می خواهد در انجام تکالیف به او کمک کنید. به جای این که بگویید: « تو خیلی تنبلی! باید بیشتر تلاش کنی » بگویید « کار توست ، مطمئنم که می توانی آن را انجام بدهی.»
هنگام شب در اکثر خانه ها برای انجام تکالیف درگیری وجود دارد. بعضی مواقع فرزندان کـفند هستند. کمک کردن بیش از حد به بچه سبب عدم پیشرفت او می شود.
توپ را در زمین فرزندتان بیندازید. اول به او بگویید که به توانایی های او ایمان دارید، «هفته گذشته مسئله سختی را حل کردی» ، سپس مقررات مشخصی برای مطالعه وضع کنید و یک مکان آرام برای مطالعه ایجاد نمایید که دور از سر و صدای اطفال و تلویزیون باشد.
وقتی فرزند شما مشغول انجام تکالیفش است نزدیک او نروید. این کار او را خیلی وابسته خواهد کرد. البته چنانچه در مورد چیزی مشکل دارد یا مردد است، خوب است که همان را توضیح دهید و بعد از او دور شوید.
نحوه ی برخورد فرزندتان با راه حل انتخابی شما مهم است. متوجه باشید که هیچ سرزنشی در کار نباشد ، فقط به طور ساده بیان موقعیتی باشد که نیازمند اصلاح است.
هرگز تکالیف او را انجام ندهید این کار مانع پیشرفت او می شود، چرا که فرزندتان چیزی یاد نمی گیرد. راه حلش این است که تکالیف را به صورت کاری عادی و روزمره در آورید نه اینکه مسئله ای باشد که هر روز در موردش کشمکش داشته باشید.
هیچ کاری در خانه انجام نمی دهد.
به جای این که بگویید: « کی می خواهی یاد بگیری که در مورد کارهای خانه احساس مسئولیت کنی؟» بگویید: « تا میز چیده نشود نمی توانم شام را بکشم.»
درگیر و شریک کردن بچه ها در کارهای خانه ، همیشه مشکل است. این کار را با وضع مقرارت مشخصی در مورد این که چه کسی، چه کاری را چه موقع می بایست انجام دهد شروع کنید. از بچه ها بخواهید که در طرح یک جدول به شما کمک کنند. وقتی کاری به طور کامل اجرا نمی شود، با ربط دادن نتایج به رفتار بد، درسی به آنها بیاموزید.
والدین پر مشغله اغلب مانند گروهبان آموزشی عمل می کنند که فقط در طول روز به افراد آموزش می دهند، این روش نه تنها بی اثر است بلکه والدین و فرزندان را عصبانی و آزرده خاطر می کند.
برای نمونه تا زمانی که میز چیده نشود از دادن شام امتناع کنید. در این مورد قاطع باشید؛ حتی اگر فرزندتان گرسنه به رختخواب برود. در مورد لباس های کثیف نیز همین گونه برخورد کنید.
سر فرزندتان داد نزنید که لباسهایش را از کف اتاق جمع کند، بلکه فقط لباس هایی را بشویید که در سبد رختشویی است. موقعی که فرزندتان می خواهد لباس مورد علاقه اش را بپوشد ولی می بیند که شسته نیست ، یاد می گیرد که از قبل به فکرش باشد.
انتظار داشته باشید که گاهی فرزندتان شما را عصبانی کند. وقتی او این کار را می کند، فقط پاسخ مختصر و ساده ای بدهید. به خاطر داشته باشید که کارها برای این که بهتر شوند، اول بدتر می شوند.
اما در درازمدت تلاش بیشتر برای درگیر کردن فرزندان در یافتن راه حل مشکلات، هزینه ناچیزی است که برای پرورش فرزندانی مسئولیت شناس و با انگیزه می پردازید.
گردآوری : گروه سبک زندگی سیمرغ
منبع niniban.com
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
عکس برداری دسته جمعی یکی از قدیمی ترین متدهای عکاسی در دنیاست. این نوع عکاسی شامل عکاسی کردن از افراد خانواده، شاگردان یک کلاس و یا مدرسه و همین طور گروه دوستان می باشد. در این پست نکاتی در مورد اینکه چگونه می توانید عکس های گروهی بهتری بگیرید ارائه شده است.
هنگامعکس برداری از حداقل لوازم استفاده کنید
زیادی بودن لوازم و تجهیزات تجملی و نورپردازی می تواند باعث ایجاد ترس و خجالت در کودک شود. بهتر است این نوع عکس برداری را در فضای باز و در حالی که عکاس دور از صحنه قرار دارد انجام شود. در این صورت نیازی به کابل های متعدد و پیچیده استودیو نیز نیست، که این خود باعث وحشت زدگی کودک می شود.
قبل از عکس برداری با والدین صحبت کنید
والدین می توانند ایده های خوبی در مورد چگونگی عکس برداری به شما ارائه کنند. همیشه قبل از عکس برداری در مکان های عمومی از والدین سوال کنید. اگر قصد دارید از عکس ها برای تبلیغات استفاده کنید، باید از والدین بخواهید فرم رضایت نامه و قرارداد را امضا کنند، چون آنها حق دارند در مورد مسائل مالی آن نظر خود را اعلام کنند.
با کودکان صحبت کنید
اگر مجبورید از فاصله نزدیک عکس برداری کنید، بهتر است قبل از کار با کودک صحبت کنید، در این صورت او به شما به چشم یک متجاوز نگاه نمی کند. اینجا جایی است که شما باید از مهارت خود در ایجاد آرامش در افراد در هنگام عکاسی استفاده کنید.
از ژست های متعدد بپرهیزید
کودکان معمولا کم رو هستند، بنابراین دائما از آنها نخواهید به این حالت یا آن حالت قرار بگیرند. وقتی آنها شما و دوربین تان را پبذیرند و با شما احساس راحتی کنند، شما نیز عکس های بهتری در همه حالات خواهید گرفت.
روی زانو بنشینید
بهترین حالت برای دوربین این است که هم سطح با چشم های کودک باشد. این کار باعث می شود عکس جذاب و خوشایند تر شود. پس، به جای اینکه از نقطه نظر بزرگسالان عکس برداری کنید بهتر است وارد دنیای کودکان شوید.
تعدادی از عکس ها را از نمای نزدیک بگیرید
هر چند بزرگسالان از اینکه از نزدیک از صورت آنها عکس برداری شود راضی نیستند، اما عکس برداری از فاصله نزدیک از کودک می تواند ویژگی های او را بهتر به نمایش بگذارد. کودکان ذاتا دارای حالت چهره بسیار قوی هستند. سعی کنید از صورت آنها از فاصله های نزدیکعکس برداری کنید.
داشتن دستیار همیشه خوب است
کودکان را به انجام کاری سرگرم کنید، یک خرس پشمالو، یک توپ یا یک تفنگ آب پاش. بچه ها به سرعت مجذوب اسباب بازی های مورد علاقه خود می شوند و زمانی که کسی از آنها عکس برداریکند از آنها دست می کشند.
بی آلایش و خونگرم باشید
چرا که نه، شما می توانید با ارائه دلایل کافی از بچه ها بخواهید موقعیت و حالت صورت خود را تغییر دهند. تعریف کردن یک داستان جن و پری می تواند در روی بچه های کمی بزرگ تر تاثیر خوبی داشته باشد، در حالی که گفتن طرز تهیه یک کیک خوشمزه برای بجه های بزرگ تر جذاب تر است. از خلاقیت خود برای انتخاب موضوعات جذاب برای گروه های سنی مختلف کمک بگیرید.
به فضاهای باز بروید
بیشتر کودکان دوست دارند در فضای باز باشند تا یک محیط بسته و محدود. سعی کنید زمانی عکس برداری را آغاز کنید که خورسید زیاد بالا نیامده است، در این صورت یک محیط گرم و زیبا در عکس ایجاد خواهد شد. همچنین می توانید پلان هایی از کودک در حین بازی بگیرید. .
صبر و تحمل خود را بالا ببرید
اصولا عکس برداری از کودکان کار آسانی نیست، اما شما باید صبر کنید تا بتوانید بهترین نتیجه را بدست آورید. این بدین معنی نیز هست که ممکن است لازم باشد عکس برداری را به روز بعد موکول کنید. کودکان را نمی توان به آسانی مجبور به ژست گرفتن کرد، مخصوصا زمانی که در حال هوای خود هستند..
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
آکاایران ماهنامه دنیای سلامت – ترجمه سمیرا سرایلو: از سنین خیلی پایین، بچه ها شروع به گفتن و انجام کارهایی می کنند که تنها هدفشان آزمودن عکس العمل والدین شان است. آنها به دقت نوع عکس العمل و پاسخی را که دریافت می کنند می سنجند و ارزیابی می کنند و از آن اطلاعات استفاده می کنند تا برای رسیدن به خواسته شان والدین شان را مجاب و وادار به انجام کاری مطابق میلشان کنند. در اینجا پنج تا از رایج ترین تاکتیک های کلامی که کودکان استفاده می کنند تا یا شما را وادار به کاری کنند یا دلتان را به رحم بیاورند آورده شده است:
در بین کودکان معمول است که چیزهایی را بگویند که می دانند بیشترین صدمه را به شما، غرور و شخصیت تان می زند، به این امید که شما از تصمیمات تان منصرف و پشیمان شوید. به احتمال زیاد دست کم والدین در طول انجام وظایف پدر و مادری شان «از تو متنفرم» را حداقل یک بار از فرزندشان شنیده اند. به خاطر داشته باشید که بخشی از تربیت خوب در این خلاصه می شود که به فرزندان تان کمک کنید تا بیاموزند چگونه خشم و سرخوردگی شان را به شیوه های مناسب و خوب کنترل کنند.
شما خسیس ترین و بدترین پدر و مادر دنیا هستید!
اگر شما به راحتی تسلیم خواسته های فرزندتان شوید چون فقط می خواهید از برخورد و مقابله اجتناب کنید یا نمی خواهید او را ناراحت کنید (فرزندتان از دست شما عصبانی شود)، شما ممکن است با رفتارتان این باور را که داد و فریاد زدن و جیغ کشیدن و گفتن حرف های زشت و زننده کار مناسبی است در فرزندتان تقویت کنید، و ممکن است فرزندتان با این فکر بزرگ شود که داد و فریاد کردن، توهین های زشت و زننده و همچون رئیس به زیردستان دستور دادن، همیشه و همه جا راه مناسبی برای رسیدن وی به خواسته هایش است.
همه بچه ها این کار را انجام می دهند!
بچه ها عاشق این هستند که به پدر و مادرشان احساس گناه بدهند. آنها اغلب چیزهایی از این دست می گویند، «من هیچ وقت کار جالبی انجام نمی دهم»، فقط برای اینکه ببینند آیا می توانند ذهنیت والدین شان را عوض کنند یا نه. اما تسلیم شدن در مقابل این گونه اعتراض ها فقط این باور را در فرزندتان تقویت می کند که ذهنیت و روحیه گرفتار و قربانی راه مناسبی برای رسیدن او به خواسته هایش است. چنین رفتاری می تواند دوستانش را وادارد که برای او متاسف شوند و غصه بخورند. برای مثال، با گفتن، «ما هیچ وقت کاری که من دوست دارم را در تعطیلات انجام نمی دهیم،» یا «ما هیچ وقت جایی نمی رویم که من دوست دارم،» این گروه از بچه ها ممکن است تلاش کنند تا دوستان شان از انجام کارهایی که او می خواهد انجام دهد و نمی تواند احساس گناه کنند.
اگرچه این تاکتیک ممکن است که گاهی روی هم سن و سالان شان کار کند، اما ممکن است که آنها را بعد از مدتی برنجاند و اذیت کند و می تواند به روابط اجتماعی فرزندتان صدماتی جدی وارد کند. به وضوح به فرزندتان بفهمانید که علی رغم تلاش وی برای دادن احساس بد به شما، شما نظرتان را تغییر نخواهید داد.
در عوض، همچون الگویی مقتدر به او نشان دهید که چگونه به شیوه مناسبی احساسات تان را کنترل می کنید و با این کار به او نشان دهید که او قدرتی در کنترل احساسات شما ندارد. حتی اگر حقیقت دارد که بچه های دیگر آزادی بیشتری دارند، با این وجود به وضوح و روشنی توضیح دهید که شما قصد تغییر قوانین را ندارید. در عوض، به فرزندتان کمک کنید تا این حقیقت را که زندگی همیشه وفق مراد نیست بپذیرد و با آن کنار بیاید.
من می روم با مادربزرگم زندگی می کنم!
تهدیدهای مشخصی از جمله «از خانه فرار می کنم»، یا تهدیدات مبهم تری مانند، «پشیمان می شوید!» به منظور به زانو در آوردن والدین و مجبور کردن آنها به تغییر تصمیمات شان مورد استفاده قرار می گیرد. به هر حال تسلیم شدن در برابر این گونه تهدیدها پرتگاهی خطرناک و مرگبار است. اگر یکبار این کار را انجام دهید، فرزندتان در آینده بر تهدیداتش خواهد افزود و فشار بیشتری را بر شما وارد خواهد کرد. و به طور نگران کننده و متاسفانه، اکثر بچه ها با چنین تهدیداتی به خواسته هایشان دست می یابند.
اگر بچه ای بیاموزد که تهدیدها مفید واقع می شوند، تهدیدات وی در دوران نوجوانی جدی تر خواهد شد- مانند تهدید به صدمه زدن به خود. مهم است که تهدیدات سالم را جدی بگیرید و عکس العمل درست و مناسب از خود نشان دهید، آن هم با در نظر گرفتن تدابیر و تمهیدات مناسب و به جا، اما به همان اندازه هم اهمیت دارد که اطمینان حاصل کنید که این تهدیدات در رسیدن فرزندتان به خواسته هایش نقشی ندارند.
تو بهترین مامان دنیایی
بچه ها همیشه برای رسیدن به خواسته شان و از بین بردن موانع و مخالفت ها از کلمات زننده و خشن استفاده نمی کنند- گاهی اوقات آنها از گفتن کلمات خوب و قشنگ برای چاپلوسی کردن و شیره مالیدن سر والدین شان نیز بهره می جویند. بچه های زرنگ و زبل با گفتن اینکه چه والدین فوق العاده ای دارند، سعی به شدت متاثر کردن و تحت تاثر قرار دادن پدر و مادرشان را دارند.
اغلب آنها با گفتن جملاتی از این دست، «بابا همیشه می گه نه، اما شما اصلا اینطوری نیستید» سعی دارند تا یکی از والدین را در مقابل دیگری قرار دهند و آنها را به چالش با هم بکشند. طعمه چنین ترفندها و شگردهایی نشوید. هرچند که خیلی عالی و خوشایند است که به نظر فرزندتان فوق العاده برسید، اگر حد و حدودی قائل شده اید به هیچ وجه اجازه ندهید این احساسات قشنگ قلبتان را به لرزش درآورد.
لطفا؟ فقط این دفعه…
خواهش و التماس می تواند تاکتیک موثر و مفیدی برای تضعیف و اقناع والدین باشد. بچه ها ممکن است گریه و زاری کنند، غرولند و گلایه کنند یا فقط بحث و مجادله کنند به این امید که شما هم با آنها همراه شوید و از موضع خود پایین بیایید. آنها ممکن است چانه بزنند، شرط بگذارند یا حتی قول هایی بدهند، مثل، «اگر بگذارید امروز با دوست هایم بروم بیرون، فردا کل خانه را تمیز می کنم.»
مهم است که بچه ها بفهمند خواهش و التماسشان کوچکترین اثری در شما ندارد و شما محکم و ثابت قدم بر تصمیم تان هستید. این کار رفتار خوب و خوشایندی نیست و قطعا در روابط دوستانه و آتی آنها به سودشان نخواهد بود.
خودتان صلاح ببینید که می توانید چه چیزهایی را نادیده بگیرید و به وضوح مشخص کنید که قول خشک و خالی و مرتب نق زدن به نفع آنها نخواهد بود. اینها می تواند صرفا بخشی از ترفندهای بچه ها در مجاب کردن والدین شان باشد، بنابراین بدانید که عکس العمل و رفتار شایسته و به جای شما نقش بسیار مهمی در شکل گیری شخصیت و رفتار فرزندتان دارد.
روانشناسی کودک - روان شناسی کودکان و نوجوان - برترینها
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
با آمدن فصل بهار شکوفه ها بر سر درختان شروع به باز شدن می کنند و پرندگانی که به خاطر سرمای زمستان مهاجرت کرده بودند برای خوش آمد گویی به فرا رسیدن فصل بهاشر بازمی گردند. همانطور که به همراه کودک دلبند خود به تماشای بیدار شدن دنیا از خواب زمستانی نشسته اید لازم است تا به راهنمایی های مهمی در خصوص مراقبت از کودکبرای حفظ سلامتی او در این فصل اشاره کنیم.
وجود دانه های گرد و غبار در هوای بهاری
حساسیت هایی چون ورم غشا بینی، زکام در اثر حساسیت و سرماخوردگی های بهاری از مشکلات شایع برای نوزادان و بچه ها در این فصل هستند. هرچند پزشکان متخصص اطفال بر این باورند که کودکان زیر 3 سال دچار حساسیت فصلی نمی شوند اما در بعضی از کودکان پایین تر از این سن خارش و آبریزش چشم یا تحریکات پوستی دیده شده است.
اگر کودکشما دچار آبریزش یا گرفتگی بینی، عطسه های مکرر، گلودرد و سرفه که در هنگام صبح و شب بیشتر می شود، و قرمزی و خارش چشم و بینی شده است ممکن است که او آلرژی داشته باشد.
اما اگر بین ماههای مهر تا بهار در کودکعلائمی چون تب به همراه مشکلات تنفسی، آبریزش بینی، سرفه های خشک، احتناق، وجود داشته باشد احتمال دارد که او دچار سرماخوردگی باشد نه آلرژی. پیشنهاد می شود چنانچه کودکشما زیر 3 ماه دارد و دچار تب بالا شده است هرچه سریعتر به پزشک متخصص مراجعه کنید.
برای برطرف کردن سرما خوردگی یا آلرژی کودکخود می توانید از قطره سالین یا سدیم کلراید برای باز کردن و برطرف کردن مخاطهای بینی استفاده کنید اما بهتر است قبل از آن با پزشک نوزاد مشورت کنید. زمانیکه می خواهید از قطره سالین یا سدیم کلراید استفاده کنید، سر کودکرا به سمت عقب خم کنید سپس قطره را در داخل بینی چکانده و پس از چند دقیقه با استفاده از پوآر بینی آب و مخاطهای اضافه را از بینی خارج کنید.
ممکن است بعضی از کودکان بینی اشان آنقدر گرفته باشد که درهنگام شیر خوردن نتوانند خوب تنفس کنند بنابراین به مادران تو صیه می شود 15 دقیقه قبل از شیردهی از قطره بینی استفاده کرده و بیرون بینی را با ژل های مخصوص چرب کرده تا از میزان ناراحتی کاسته شود. اما اگر این کار باعث ناراحتی کودکمی شود از انجام دادن آن خودداری کنید.
وجود دانه های گرد و غبار در هوا یکی از رخ دادهای فصل بهار بوده و می تواند باعث به وجود آمدن مشکل برای کودکان و حتی بزرگسالان شود. استفاده از دستگاه های بخور و مرطوب کننده هوا در اتاق کودکمی توان به کاهش محرک های آزار دهنده در هوا کمک کرد. بعضی از پزشکان توصیه می کنند که حمام رفتن قبل از خواب تا حد زیادی از ایجاد آلرژی جلوگیری کرده یا از میزان آن کم می کند. همچنین پیشنهاد شده است در روزهایی که هواشناسی میزان گرد و غبار در هوا را بالا نشان می دهد در و پنجره خانه و ماشین کاملا بسته باشد تا از ورود گرد و غبار به داخل جلوگیری شود همچنین در این روزها ( صبحهای زود زمان گرده افشانی درختان در فصل بهار است ) فعالیت های خارج از منزل را تا جایی که امکان دارد محدود کرده و بهتر است لباسهای شسته شده را بیرون از منزل آویزان نکنید. برای خشک شدن آنها می توانید از دستگاه خشک کننده استفاده کرده یا آنها را داخل منزل آویزان کنید.
پوشش مناسب برای کودکان در فصل
تغییر فصل از زمستان به بهار نشاندهنده تغییر لباسهای داخل کمد کودک نیز است. زمان آن فرا رسیده است تا لباسهای پشمی و پتوهای ضخیم را کنار بگذارید. برای راحتی کودک خود نیز از پارچه های پنبه ای سبک وزن در کمد لباس ها و تخت خواب او استفاده کنید.
متخصصین اطفال پیشنهاد می کنند در فصل بهار از پارچه های خنک اما ایمن و محافظت کننده پوست کودک در برابر نور خورشید استفاده شود. پوست کودکان بینهایت لطیف بوده و مستعد آفتاب سوختگی است. بنابراین از لباسهای خنک، سبک و رنگ روشن استفاده کنید و اجازه دهید تا کودکان در لباسهای سبک راحت تر تنفس کند اما تا جائیکه امکان دارد سعی کنید تا پوست بدن کودک بوسیله لباس کاملا پوشیده شده باشد.
وضعیت هوا در فصل بهار غیرقابل پیشبینی است. بنابراین بهتر است برای کالسکه کودک سرپوش بارانی تهیه کنید تا در صورت لزوم از آن استفاده کنید.
هنگامیکه به همراه کودک خود بیرون از منزل می روید خود را برای هر چیزی آماده کنید. کودکخود را با لباس نخی آستین بلند، شلوار، جوراب پوشانده و کلاه آفتابی یا کلاه معمولی و همچنین کت بارانی را هرگز فراموش نکنید. به خاطر داشته باشید لباسهای روشن مانع جذب حشرات شده و همچنین نور خورشید و گرما را نیز برگردانده و کودکخود را خنک نگه می دارد.
مراقبت از پوست در برابر نور خورشید
هشتاد درصد از طول عمر یک فرد تا قبل از تولد 21 سالگی اش در معرض نور خورشید سپری می شود. همه ما می دانیم در معرض مستقیم نور خورشید قرار گرفتن خطر سرطان پوست و پیری زودرس در انسان را افزایش می دهد و معمولا قسمت بیشتر این زمان به دوران کودکی و نوجوانی بر می گردد. استفاده منظم از کرم ضد آفتاب می تواند تا 78 درصد خطر ابتلا به سرطان پوست را کاهش دهد.
تا سال 1999 آکادمی اطفال استفاده از کرم ضد آفتاب برای کودکان زیر 6 ماه را پیشنهاد نکرده بود اما در حال حاضر استفاده از کرم را برای کودکان و نوجوانان در هر زمان پیشنهاد کرده و به والدین توصیه می کند چنانچه موقتا لباس مناسب در دسترس نیست از مقدار کمی کرم ضد آفتاب بر روی پوست صورت و دستها استفاده شود.
مناسب ترین کرم برای کودکان کرمی است که حاوی UVA و UVB بوده و SPF آن 30 یا بالاتر از آن باشد و بهتر است در ترکیبات آن از اکسید زینگ یا دی اکسید تیتانیوم استفاده شده باشد. متاسفانه مواد شیمیایی که داخل کرم های ضد آفتاب وجود دارد و جذب پوست می شود ممکن است ایجاد آلرژی کرده و ناراحتی های پوستی را بوجود بیاورد این مواد در بالاترین لایه پوست می نشینند و همانند سدی در برابر تابش خورشید عمل می کنند.
حشرات و خطر گزیدگی در فصل بهار
حشرات در داخل و خارج از منزل در این موقع از سال اجتناب ناپذیر هستند. برای آنکه احتمال گزیده شدن کودکخود خود توسط حشرات را به حداقل برسانید از راکت ماندن آب یا وجود چاله آب در اطراف و نزدیکی منزل جلوگیری کرده و پرده پنجره ها و در را بکشید. والدین می توانند برای دور کردن خزندگان کوچک گزنده از استفاده کردن صابون های معطر یا سایر محصولات خودداری کنند زیرا مواد معطر و خوش بو باعث جذب این نوع از حشرات می شود.
مراقب استفاده از اسپری های دفع حشرات برای کودکخود خود باشید. چنانچه از مواد دفع حشرات استفاده می کنید دقت داشته باشید تا بیشتر از 10 درصد DEET نداشته باشند
بیشتر گزیدگی ها احتیاج به دارو و درمان ندارد. اما اگر محل تورم یا گزیدگی قرمز و دردناک شده باشد مادر و پدر باید توجهات لازم پزشکی را انجام دهند.
در ماههای فصل بهار و تابستان به علت وجود حشرات و مشکل گزیدگی حشرات پیشنهاد می شود هر شب بدن کودکخود خود را چک کنید . اختلال در خواب، تب و تورم های خیلی شدید، استفراغ و مشکل در تنفس از علائمی هستند که چنانچه پس از گزیدگی مشاهده کردید باید هرچه سریعتر به پزشک مراجعه کنید.
برای کاهش درد گزیدگی حشرات تکه ای از یخ را در پارچه ای پیچانده و روی محل گزیدگی قرار دهید. کرم های هیدروکورتیزون و کالامین نیز می تواند در درمان گزیدگی و کاهش خارش پوست موثر باشند. به گفته بعضی از مادران مقدار کمی از شیر مادر نیز در درمان گزیدگی و نیش حشرات بسیار موثر است.
چنانچه نیش حشره در پوست قابل مشاهده است هرچه سریعتر آن را با موچین ضدعفونی شده خارج کرده و با دقت محل گزیدگی را چک کنید تا چیزی از نیش در پوست باقی نمانده باشد سپس محل زخم را با آب و صابون به خوبی تمیز کنید.
شما می توانید به همراه کودکخود خود از منزل بیرون رفته و از هوای دل انگیز بهاری لذت ببرید. نگران حشرات بهاری نباشید. کافی است در هنگام پیکنیک با خود پشه بند و کرم ضد آفتاب، کلاه نقاب دار و کت بارانی برداشته و از فعالیتهای لذت بخشی مثل پیاده روی، استراحت زیر درختان و مطالعه کتاب در کنار کودکخود در حال رشد خود لذت ببرید.
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
کارتون «بن تن» تولید سال 2007 در کشور آمریکاست که تاکنون در 4 فصل و 52 قسمت به بازار عرضه شده و تاثیرات بسیاری بر کودکان تمام سنین گذاشته است. تاثیر این کارتون بر بچه ها به حدی است که در بازی های خود از شخصیت این کارتون الگوبرداری می کنند، به وسایل و اسباب بازی های مرتبط با این شخصیت علاقه شدیدی دارند و حتی نگرش آنها در مورد جهان و زندگی نیز تحت تاثیر این کارتون قرار گرفته است.
ممکن است والدین به دلیل علاقه زیاد کودکان، از جنبه های مثبت و منفی که شخصیت های این کارتون بر کودکانشان می گذارند غادفل باشند و اطلاعی از اینکه آیا دیدن اینگونه کارتون ها برای کودکان مفید هستند یا مضر نداشته باشند. در این بخش ابتدا به معرفی داستان کارتون و سپس به بیان جنبه های مثبت و منفی آن می پردازیم.
داستان
این کارتون از جایی شروع می شود که بنجامین تنیسون، یا همان بن تن ده ساله قرار است تعطیلات را با پدر بزرگ خود بگذراند و تمام سال را برای این تعطیلات برنامه ریزی کرده است. او بعد از اینکه سوار ماشین پدربزرگش می شود دختر عموی خود، گوئن، را که هم سن اوست و برای گذراندن تعطیلات با پدر بزرگ آمده است می بیند.
بن که تمام نقشه های خود را برای تعطیلات نقش بر آب می بیند، بسیار ناراحت می شود و پس از ورود به جنگل از پدر بزرگ جدا می شود و داخل جنگل می رود. ناگهان شهاب سنگی به سمت او می آید و در نزدیکی او به زمین برخورد می کند. بن به سمت آن شهاب می رود و در کمال تعجب می بیند که ناگهان آن شهاب که بیشتر به یک توپ فلزی شبیه بود، باز و یک ساعت مچی داخلش نمایان می شود.
او دستش را به سمت ساعت دراز می کند و ساعت به دور دست بن می پیچد. پس از مدتی بن متوجه می شود که با هر بار فشار دادن دکمه ای در آن ساعت می تواند به شکل یکی از ده موجود فضایی و خیالی با قدرت بسیار بالا تبدیل شود و وظیفه دارد علیه شر در تمام کهکشان مبارزه کند. او همراه با دختر عمو و پدربزرگش به مسافرت می پردازد و سعی می کند به وظیفه خود عمل و به دیگران کمک کند.
مخاطبان
کارتون «بن تن» که بهتر است نام سریال بر آن بگذاریم، در چند فصل و متناسب با گروه های سنی مختلفی تولید شده است. در فصل اول، بن پسر بچه لاغر اندامی است که حدود 10 تا 12 سال دارد. در فصل دوم و سوم نیز، بن نوجوان درشت اندامی است که حدود 13 تا 17 سال دارد. بنابراین سازندگان این کارتون سعی کرده اند با تولید آن در فصل های مختلف، گروه های سنی مختلفی را مخاطب خود قرار دهند و در بین کودکان و نوجوانان جای خود را باز کنند اما سوال مهم این است: آیا تماشای این کارتون برای این گروه وسیع از مخاطبان مناسب است؟
تهدیدها
کارتون «بن تن» جنبه های منفی بسیاری دارد که به بررسی تعدادی از آنها می پردازیم.
- خشونت: بر اساس مطالعاتی که در مرکز روان سنجی آمریک انجام شده، وقتی کودکان کارتون هایی تماشا می کنند که در آنها خشونت های بسیار واقعی، به طور مکرر و بدون هیچ تنبیهی به نمایش گذاشته می شود، بیشتر احتمال دارد به تقلید آنچه دیده اند، بپردازند و رفتارهای مشاهده شده در این کارتون ها را در ارتباط با همسالان خود در مهد کودک یا مدرسه اجرا کنند.
- تخیل و توهم: بن تن پسر کوچک ناتوانی است که در مدرسه و خیابان نیاز به یاری دیگران دارد و مدام مورد مضحکه و آزار دوستانش قرار می گیرد. او به یکباره، آن هم فقط با یک ساعت جادویی، تبدیل به موجودی قوی و نیرومند می شود که می تواند به تمام قدرت ها پیروز شود.
در این کارتون کودک می بیند یک فرد بسیار ضعیف با یک اتفاق ناگهانی، تبدیل به قهرمانی قوی و نیرومند می شود و آنچه در زندگی واقعی به زحمت به دست می آید، تنها با فشار دادن یک دکمه انجام می گیرد. این ویژگی ها می تواند موجب شود ذهن کودک به شدت توهمی بار آید و در سنین جوانی نیز فرد فعالی نباشد.
- هیجان خواهی: تاکنون پژوهش های بسیاری در مورد کارتون هایی مثل بن تن کهس رعت تغییر تصاویر در آنها زیاد است، صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد که تغییر سریع تصاویر سبب افزایش ترشح دوپامین در مغز است و همین امر سبب احساس هیجان در فرد می شود. البته احساس هیجان به خودی خود ایرادی ندارد اما برای افرادی که دائما این کارتون ها را می بینند، می تواند آسیب زا باشد.
وقتی فرد به طور مکرر در معرض این تصاویر قرار می گیرد، به سطوح بالای دوپامین عادتت و مغز او به نوعی به دوپامین یا همان منبع احساس هیجان اعتیاد پیدا می کند. این اعتیاد سبب می شود فرد حالت هیجان خواهی پیدا کند، و همواره به دنبال امور هیجان انگیز بیشتر که اغلب ناهنجار هستند، باشد تا بتواند سطح دوپامین را در مغز بالا نگه دارد.
نکته تکان دهنده در این بین آن که اسکن مغزی کودکانی که عادت به دیدن چنین کارتون ها و فیلم هایی دارند بعد از مدتی شبیه اسکن مغزی قماربازان حرفه ای می شود.
- کابوس های شبانه: تماشای این کارتون به این دلیل که حاوی خشونت و تصاویر حیوانات و موجودات عجیب است، می تواند برای کودکان زیر 4 سال، کابوس های شبانه و ترس هایغ غیرواقعی ایجاد کند.
فرصت ها
درست است که نکات منفی بسیاری در این کارتون وجود دارد اما به هر حال در بررسی همه جانبه آن می توان جنبه های مثبتی نیز ذکر کرد.
- این کارتون در تقویت رفتارهای مطلوب مانند مهربانی کردن به دیگران، ایثار و همدلی با سایر انسان ها می تواند مفید باشد.
- دیدن این کارتون به کودکان دیرجوش که محتاط و حتی ترسو هستند، کمک می کند که خودشان را جای قهرمان اصلی داستان بگذارند و در تخیل، خود را همانند شخصیت کاذرتون، شجاع، نترس و فداکار بپندارند.
- تماشای این کارتون ذهن خیال پرداز کودکان را به تخیل بیشتر وامی دارد. البته این تخیل زمانی سازنده است که همراه با تفکر باشد.
اقدامات لازم
با توجه به بیشتر بودن تهدیدها نسبت به فرصت ها، احتمالا دیگر برایتان روشن شده که تماشای کارتون هایی مثل «بن تن» به خصوص اگر ساعات زیادی از شبانه روز را دربر بگیرد، چه آسیب هایی می تواند برای کودکان و نوجوانان به همراه داشته باشد. حال ببینیم برای کاهش این آسیب ها چه اقداماتی می توان انجام داد.
1- اقدامات پیشگیرانه
یکی از مهمترین اقدامات لازم، در درجه اول، محدود کردن تماشای اینگونه کارتون هاست، چرا که همیشه پیشگیری بهتر از درمان است، به این منظور می توانید از راهکارهای زیر کمک بگیرید:
- از همان ابتدای کودکی، بهتر است از خرید فیلم هایی با محتوای خشن خودداری و به عنوان یک قانون از آن یاد کنید. از همان دوران کودکی، یعنی 5/2 تا 3 سالگی، می توان کودکان را با قوانین موجود در خانواده آشنا کرد تا یاد بگیرند که تماشای چه فیلم هایی برای آنها مناسب است.
- برای محدود کردن مدت زان تماشای این فیلم های کارتونی بهتر است کودک در هر روز، بیش از 2 فیلم یا کارتون نبیند و این تماشا کردن نیز تنها در ساعات مشخصی که از قبل تعیین شده باشد. فراموش نکنیدکه وقتی کودک برنامه منظم روزانه داشته باشد، خود به خود زمان کمتری برای تماشای فیلم های کارتونی خواهد داشت.
2- اقدامات اصلاحی
علاوه بر اقدامات پیشگیرانه برای محدود کردن تماشای این کارتون، لازم است اقداماتی نیز برای کاهش آسیب های وارده به کودکان و نوجوانان انجام شود. راهکارهای زیر در این زمینه مفید هستند:
- می توانید همراه با فرزندانتان به تماشای این کارتون ها بنشینید و در پایان، با آنها راجع به آنچه دیده و نتیجه ای که گرفته اید، صحبت کنید. به عنوان مثال، می توان در این مورد صحبت کرد که آیا جنگیدن همیشه درست است؟ آیا بن تن می تواند کاری جز جنگیدن انجام بدهد؟ چه چیزی بن تن را تبدیل به قهرمان می کند؟ آیا چنین فردی در عالم واقع نیز وجود دارد و یا می تواند وجود داشته باشد؟
- اگر فرزند شما شدیدا جذب موجودات خیالی کارتون و مهارت های جنگیدن آنها شده نگران نشوید. می توانیدبا معرفی کتاب های تخیلی مناسب، تفکر فرزندتان را نیز فعال و از این فرصت برای پرورش تخیل او استفاده کنید.
- همچنین می توانید به تدریج به جای قهرمان این کارتون قهرمان های دینی و ملی مثل حضرت علی (ع)، پوریای ولی و رستم دستان جایگزین کنید. البته بدیهی است که به یکباره نمی توان بن تن را با رستم جایگزین کرد. بلکه این کار را باید قدم به قدم انجام داد. می توانید برای این کار ابتدا با جایگزین کردن بن تن با قهرمان های کارتونی مناسب تر آغاز و سپس با معرفی کتاب ها و داستان های آموزنده، در چند مرحله، بن تن را با یک قهرمان و الگوی مناسب جایگزین کنید.
3- اقداماتی برای پس لرزه ها
برخی کودکان ممکن است هرگز کارتون «بن تن» را ندیده باشند اما تحت تاثیر همسالان خود، یا با تعریف هایی که در مهد کودکیا مدرسه از دوستان خود در مورد «بن تن» شنیده اند، جذب کارتون شده و به اسباب بازی ها و لباس های مربوط به بن تن، که در همه اسباب بازی فروشی ها پیدا می شوند، علاقه شدیدی نشان بدهند.
این حالت اغلب برای کودکان بالای 4 یا 5 سال و بعد از ورود به مهد یا مدرسه اتفاق می افتد. بنابراین می توانید با فرزند خود صحبت کنید و برای او توضیح بدهید که این کارتون مضمون مناسبی ندارد و به دلیل وجود خشونت یا به دلایل دیگر مورد تایید شما نیست.
همچنین بهتر است در این مورد که این شخصیت کارتونی و اسباب بازی های مربوط به کارتون مناسب با فرهنگ کشور ما نیست با فرزند خود صحبت کنید.
در نهایت اگر فرزندتان با صحبت های شما قانع نشد و همچنان برای خرید این وسایل اصرار داشت، قدری از سختگیری خود بکاهید تا باعث لجاجت در کودکنشود. مثلا می توانید در شرایط خاصی این خرید را برای کودکانجام دهید، ولی خرید بیشتر این وسایل را محدود کنید.
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
دانش > دانشهای بنیادی - باورهای پیشین، اجبارها و انتظارهای اجتماعی را دلیل تفاوت در انتخاب اسباببازیها بین دختران و پسران میدانستند، در حالی که مطالعات جدید نشان میدهد که این تفاوت در واقع زیستی و وابسته به هورمونها است.
بهنوش خرمروز: معمولا برای دختربچهها عروسک میخرند و برای پسربچهها ماشینهای چرخدار اسباببازی. حتی اگر بچهها آزادی انتخاب هم داشته باشند، معمولا دخترها از سبد اسباببازیها، عروسک برمیدارند و پسرها ماشینها را ترجیح میدهند. اما ریشه این تفاوت در کجا است؟ برخی این بحث را مطرح میکنند که این رفتار، در واقع پاسخی به انتظارات اجتماعی است، اجتماع انتظار دارد که دخترها نقش مراقب و مادر را بازی کنند، در حالی که پسرها را به فعالیت تشویق میکند. اما گروهی از دانشمندان با این فرضیه موافق نیستند و آن را قدیمی و از دور کنار رفته میدانند.
به گزارش لایفز لیتل میستریز، مطالعات محققین نشان میدهند که میمونهای نوجوان نر هم ترجیح میدهند با اسباببازیهای چرخدار بازی کنند، در حالی که میمونهای ماده به سراغ عروسکها میروند. این در حالی است که در جامعه میمونها، هیچ عرف و انتظاری در این زمینه وجود ندارد. پس چه چیزی عامل این تفاوت است؟
مطالعاتی که بر روی دو گونه متفاوت از میمونها در سالهای 2002/1381 و 2008/1387 انجام گرفت، تاکید دارد این که کودک چه نوع اسباببازی را انتخاب کند، اساسی زیستی دارد. سوالی که در سالهای اخیر در این زمینه بیشتر بحثبرانگیز بوده، این است که چهطور و چرا ویژگیهای زیستشناختی جنس نر (چه در انسان و چه در میمونها)، باعث شده ماشینهای چرخدار را برای بازی انتخاب کنند در حالی که جنس ماده، عروسک را ترجیح میدهد.
مطالعات جدیدی که همچنان هم در حال انجام هستند، نشان میدهند که مواجهه جنین با هورمونها در رحم مادر، منجر به ترجیح اسباببازیهای متفاوت بعد از تولد میشود. این که چرا در مسیر تکامل چنین تفاوتی به وجود آمده، هنوز هم یک معماست. دانشمندان حدس میزنند که شاید این اسباببازیها به رشد مهارتهایی کمک میکردهاند که اجداد ما برای انجام نقشهای خود بدانها نیاز داشتهاند.
برای اولین بار، در سال 2009/1388، گریانه الکساندر استاد روانشناسی دانشگاه ای.اند.ام تگزاس و همکارانش، با پیگیری نگاه نوزادان به این نتیجه رسیدند که سطح هورمون تستوسترون در بدن نوزادان پسر 3 و 4 ماهه با زمانی که صرف تماشای اسباببازیهای معمول پسرانه مانند توپها و ماشینها میکنند، همبستگی دارد. در حالی که این همبستگی در مورد زمان گذاشتن برای تماشای اسباببازیهای دخترانه وجود نداشت. همچنین میزان مواجهه آنها در دوران جنینی با هورمون آندروژن با علاقه به نگاه کردن به اسباببازیهای متداول پسرانه همبستگی داشت. (میزان مواجهه با هورمون آندروژن در دوران جنینی با استفاده از محاسبه نسبت انگشتی یا نسبت طول انگشت اشاره به انگشت حلقه قابل اندازهگیری است).
الکساندر در اینباره میگوید: «پسرها به طور خاص، وقتی نسبت انگشتی بالاتری داشتند، علاقه بیشتری نسبت به تماشای توپها در مقایسه با عروسکها از خود نشان میدادند».
کیم والن، روانشناس دانشگاه اموری که ترجیح اسباببازیهای دخترانه و پسرانه را در بین میمونها بررسی کرده، میگوید: «نتایج مطالعه با استفاده از پیگیری نگاه نوزادان نشان میدهد که توجه نشان دادن نسبت به این اسباببازیها خیلی زود شروع میشود، قبل از این که اجتماع تاثیری بر کودک گذاشته باشد».
در تایید این یافتهها، سال گذشته گروهی از محققین انگلیسی با مطالعه دخترانی که شرایطی تحت عنوان هایپرپلازی آدرنال مادرزادی (شرایطی که در اثر مواجهه غیرعادی با هورمون مردانه آندروژن درون رحم به وجود میآید) داشتند، ترجیح میدادند با اسباببازیهای معمول پسرانه بازی کنند.
اما چرا هورمون مردانه باید باعث شود که کودک به اسباببازیهای چرخدار و توپها بیشتر علاقه داشته باشد؟ یکی از فرضیههای معمول این است که بازی با چنین اسباببازیهایی، فعالیتهای شدیدتر در آینده را تسهیل میکند، چیزی که پسرها از نظر تکاملی برای انجام آن برنامهریزی شدهاند. اما مطالعه سال 2009/1388 نشان داد که در واقع علاقه پسربچهها به توپها و ماشینها، قبل از مرحلهای که واقعا بچهها به بازی مشغول میشوند، شروع میشود. نوزادان پسری که تنها 3 ماه دارند، به اسباببازیهای مربوط به جنس خود خیره میشوند، در حالی که هنوز توانایی بازی با آنها را حتی ندارند.
الکساندر توضیح میدهد: «با در نظر گرفتن این که آنها از نظر جسمانی هنوز نمیتوانند با چنین اسباببازیهایی بازی کنند، نتایج ما نشان میدهند که ترجیح اسباببازیهای پسرانه ربطی به فعالیتهای پسرانه و آمادگی برای آنها ندارد.»
والن اما در اینباره محتاطتر است. وی میگوید: «تفسیر این نتایج کار دشواری است چون ما نمیدانیم مردم چرا نسبت به چیزهای مختلف توجه نشان میدهند. چیزی که واضح است این است که نوزادان این اسباببازیها را در محیط تشخیص میدهند. دلیلش ممکن است تسهیل فعالیتی باشد که به آن علاقه دارند».
بنابراین این بحث همچنان ادامه دارد. الکساندر در مطالعه جدید خود، بررسی کرده که آیا کودکان 19 ماههای که با توپ و ماشین بازی میکنند، بیشتر از بچههایی که با عروسک بازی میکنند، به اطراف حرکت میکنند یا نه. جواب منفی بود. البته کودکان با سطوح بالاتر هورمون تستوسترون بیشتر از بقیه فعال هستند، اما آنها چه توپ داشته باشند، چه ماشین و چه عروسک، باز بیشتر از بقیه فعالیت و جابهجایی دارند. وی میگوید: «ما هیچ مدرکی نداریم که نشان بدهد این باور عمومی درست است که پسرها برای افزایش مهارتهای حرکتی خود، اسباببازیهای خاصی را انتخاب میکنند.»
پس دلیل واقعی این تفاوت چیست؟ شاید خیلی ساده، توپها و ماشینها برای پسرها و نمادهای انسانی برای دخترها از جذابیت بیشتری برخوردار باشد. در مورد این که این تفکیک در تکامل چه مزیتی داشته، دانشمندان در واقع زیاد نمیدانند. به گفته الکساندر، یکی از احتمالات این است که دختران طوری تکامل یافتهاند که محرک اجتماعی، مثلا مردم، را خیلی مهم دریافت کنند، در حالی که ارزش محرک اجتماعی ادراکشده در پسرها کمتر است.
در عین حال، پسرها میخواهند توانمندیهای فضایی و مسیریابی خود را تقویت کنند. والن میگوید: «مطالعات متعددی بر روی انسانها و سایر نخستیها نشان میدهند که توانمندی مردان در چرخش ذهنی به حد قابل توجهی بالاتر است، یعنی توانایی حفظ یک تصویر در ذهن و چرخاندن آن در ذهن. شاید بازی با اشیایی مانند توپ و چرخ، یکی از راههای تقویت چنین توانمندی باشد.»
شاید داشتن این توانایی در حال حاضر آنقدرها خاص و مردانه به نظر نرسد، اما چنان که والن توضیح میدهد، برای اجداد ما به عنوان شکارچی بسیار مهم بوده است. چنین توانایی به مردان اجازه میداده یک سیستم خودمحور برای مکانیابی در فضایی سهبعدی داشته باشند. بدین ترتیب، میتوانستند برای شکار، مسافتهای طولانی را بپیمایند و راه خود را پیدا کنند.
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
مقدمه
یکی از انحرافاتی که موجب شکایت والدین از فرزندان خود میباشد، درغگویی است. اکثر والدین از این شکایت دارند که فرزندانشان ، با وجود اینکه از هیچگونه رسیدگی در تربیت وی قصوری به عمل نمیآید، درغگو بار آمده یا مغلطه و اغراق میکنند. آنان از این بابت ناراحتند که آدمهای متدینی هستند، پرهیزگارند، دروغ نمیگویند. لقمه حرام نمیخورند و برای تربیت صحیح کودکان حتیالمقدور از تمام امکانات تربیتی استفاده میکنند، او را از بچههای درغگو و کم تربیت دور نگه میدارند، برای راستگویی تشویق میکنند، ولی با این وصف چرا باید درغگو از آب درآید.
چرا بعضی از کودکان دروغ میگویند؟
دروغگویی نیز مثل سایر انحرافات اخلاقی و عاطفی ، خالی از علت نیست. عامل و انگیزهها هستند که کودکان را در مسیر انحرافات قرار میدهند و یا برای سالهای بعد و انحرافات عارضی در آنان ، زمینهسازی میکنند. بعضی از والدین با امتناع یکی دو تا از غرایز خیال میکنند که کار تمام شده و از سایر مسائل غریزی کودکان غافل میمانند.
در صورتی که اگر بخواهیم کودکان خود را با شخصیتی مثبت و عالی به بار آوریم، باید همه استعدادهای مثبت آنان را پرورش داده و ضمن ایجاد هماهنگی بین استعدادهای مثبت ، استعدادهای منفی را تضعیف و به سرحد انهدام بکشانیم و این کار با امتناع غرایز مثبت آنان از راه صحیح و انهدام یا هدایت غرایز منفی امکان پذیر میباشد. با غرایز چهارگونه رفتار میتوانیم داشته باشیم. اقناع غریزه در حد امکان و به صورت معمولی ، سرکوب غریزه ، تعریف غریزه و تصعید غریزه. حال ببینیم که با کودکان خود چه کردهایم؟ آیا به راستی صالح و قادر بودهایم که غرایز آنان را اقناع یا غرایز سرکوب و تعریف شدهشان را هدایت و تصعید نماییم؟
آیا به راستی استعدادهای مثبت آنان را پرورش دادهایم؟ آیا در مورد انهدام یا اصلاح استعدادهای منفی آنان را پرورش دادهایم؟ آیا در مورد انهدام یا اصلاح استعدادهای منفی آنان قدم مثبتی برداشتهایم؟ آیا اصولا شناخت صحیح و مهارت لازم را درباره مسائل تربیتی دارا بودهایم یا همهاش حرافی بوده و بس؟ آیا پرهیزگار بودن و لقمه حرام نخوردن کافی است؟ همانطوری که در این زمینه چراها زیاد است، آیاها هم نسبتا زیاد میباشد.
ناتوانی یکی از علل دروغگویی
دروغگویی مثل سایر انحرافات اخلاقی و عاطفی علل و انگیزههایی دارد که یکی از آنها ناتوانی میباشد. وقتی که شما کودک را ترس مسایل موهوم ، در منزل در حال اسارت و به صورت زندانی نگه داشته اید و آزادیهای او را ندانسته از دستش میگیرید و همراه خشونتهایی که از خود بروز میدهید او را در احساس عجز و ناتوانی غوطهور میسازید ناچار است که از دست شما و ستمکاریهایی که مسبت به وی روا میدارید بگریزد و امیال و غرایز خود را به نوعی و به هر نحو ممکن ارضا نماید و برای این کار ناگزیر است که در مقابل شما به دروغ متوسل شود.
مادر میگوید با "الف" بازی نکن زیرا "الف" کودک بیتربیتی است. اما کودک وقتی از منزل خارج میشود و در کوچه "الف" میبیند. بنابه نیازهای غریزی و عاطفی ، یا با او صحبت میکند. به بازی مشغول میشود و بعد که زمان برگشتن به منزل فرا رسید به محض ورود به خانه ، مادر میپرسد: در کوچه با چه کسی بازی میکردی؟ جواب می دهد با "ج" زیرا اولا دلش میخواهد مادر را راضی نگهدارد و خود را حرف شنو نشان دهد. ثانیا دلش نمیخواهد که مادر با علم و اطلاع از اصل قضیه به ممانعت خشونت آمیزی دست بزند لذا به حربهای که در نظر او راحتترین و کارآترین حربههاست یعنی به دروغ متوسل میشود.
ترس از والدین به عنوان یکی از علل دروغگویی
بعضی از والدین رفتار خشونت بارتری با فرزندان خود دارند. به کوچکترین بهانه آنها را کتک میزنند در مقابل دیگران پرخاش و تحقیرشان میکنند به خیال اینکه با خشونت و پرخاش و تنبیه و نیش زبان خواهند توانست جلو انحرافات روانی کودک را بگیرند. اینگونه خانوادهها علاوه بر اینکه نمیتوانند کار مثبتی به عنوان کامل بازدارنده از انحرافات در تربیت کودک خود انجام دهند بلکه یا باعث میشوند که ترس کودک به تدریج ریخته و کارهای خلاف خود را با جرات و جسارت بیشتری انجام دهد.
یا اینکه والدین را مثل دژخیم چاق به دست بالاتر خود احساس کرده و از ترس آنان بنابه مختصات زمانی و مکانی متوسل به دروغ گردد و کودکی که از ترس و اجبار فرامین والدین را میپذیرد و در این فرمانپذیری هیچگونه علایق عاطفی از خود بروز نمیدهد پایههای اخلاقی سست و نااستواری خواهد داشت و در غیاب والدین ، چون دیگر حضور ندارند برخلاف آنچه را که میل آنها بوده انجام خواهد داد و رفته رفته به طرف فساد اخلاقی که دروغ نیز یکی از آنهاست کشیده شده و به درجات پایینتر انسانی نزول پیدا خواهد کرد. بنابراین بهتر است والدین برای انجام کاری که از فرزندشان میخواهند قبل از آن که متوسل به جبر و خشونت شوند میل انجام کار را در دل کودک برانگیزانند تا در چنین صورتی لزوم خشونت نیز از بین رود.
کودک به خاطر ترس از کتک خوردن و خشونتهای والدین ، کمکم از آنان فاصله گرفته و خود را جدا احساس میکند و گاه گاه در بعضی از موارد توسل به دروغ میگردد زیرا احساس میکند که اگر راست بگوید والدین در اثر عصبانیت کتکش خواهند زد چوب اجبار و خشونت را کنار نهید و بگذارید کودکتان با داشتن کمی آزادی عمل و احساس استقلال خود را فرد محترمی در اجتماع خانوادگی به حساب آورد. دیگر در این صورت لزومی ندارد که او با دروغ گفتن به خانواده خود خیانت کرده باشد.
خودنمایی یکی از علل دروغگویی
بعضی از کودکان به خاطر خودنمایی متوسل به دروغ میشوند اینان کودکانی هستند که مورد توجه والدین و اطرافیان قرار نمیگیرند، هر کاری میکنند کسی ، نیست که مشوقشان باشد و به حسابشان بیاورد و یا لااقل بفهمد که آنان چه کاری میکنند و چه میگویند و چه میخواهند. پدر یا مادر به علت گرفتاریهای شغلی یا مشکلات خانوادگی کاری به کار آنان ندارند و گوششان به حزف آنان بدهکار نیست و اطرافیان نیز به خاطر اینکه در کار دیگران مداخلهای نکرده باشند و یه به خاطر سایر ملاحظات و محصولات ، کاری کودکان دیگر نداشند.
بالاخره خیال میکند که حرفها یا کارهایش مورد پسند والدین یا اطرافیان نیست و به ناچار برای خودنمایی هرچه بیشتر متوسل به دروغ و مغلطه و اغراق شود. گاه دروغگوهای چنان شاخداری میگویند که موجب تحریکات منفی عصبی والدین میشود و گاه ، کارهایی را به دروغ به خود نسبت میدهد که از خود قهرمانی بسازد تا بدین وسیله بتواند توجه اطرافیان را به خود جلب نماید و گاه واقعا دست به کارهای خطرناکی میزند که با جثه و سن و سالش جور درنمیآید.
آنچه که مسلم است اینها همه به خاطر خودنمایی و جلب توجه والدین و اطرافیانی است که اعتنایی به کودک ندارند بنابراین بهتر است کودکان را محترم بدانیم، به حرفهای آنها هرچند که بیجا و بیموقع هم باشد گوش فرا دهیم کارهایی را که هر چند به ظاهر کوچک انجام میدهند به دیده تحسین و تکریم بنگریم. مشوقشان باشیم تا بعدها کارهای بزرگتر و بهتری انجام دهند، هر از چندگاه و به مناسبتهای مختلف در پیش دیگران تعریف و تمجید تشویق آمیزی از آنها نیابیم.
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
وقتی شما می خواهید از بچه ها عکس بگیرید ، بعضی وقت ها با بچه هایی بسیار خجالتی برخورد می کنید که به راحتی حاضر به گرفتن عکس نمی شوند و خودشان را پشت چیزی مخفی می کنند. این کار شما را سخت خواهد کرد و باعث می شود که نتوانید عکس خوبی از آنها بگیرید. در این مطلب به نکاتی اشاره خواهیم کرد که شما با استفاده از آنها می توانید بر این مشکل غلبه نمایید.
در ابتدا خودتان را معرفی کنید
این اولین بار است که شما سوژه کوچولویتان را می بیند . در ابتدا با او همسطح شوید و بگویید که او را یک انسان بزرگ می بینید. بگویید که چطور و چه کاری میخواهید انجام دهید و به او بگویید که پیشنهاد میکنم خیلی به عکس گرفتن توجه نکنی لازم نیست کار خاصی انجام بدهی و سعی کن به وقتی که شادی توجه کنی و نتیجه کار را برایش مشخص کنید که در انتها می تواند عکسی زیبا داشته باشد.
به او فضای بیشتری بدهید
وقتی با یک کودک خجالتی طرف هستید،از او فاصله بگیرید و با فاصله بیشتری از او بیاستید نزئیک شدن شما به کودک باعث میشود او احساس خوبی نداشته باشد و در نتیجه عکس خوبی حاصل نشود.
برایش علاقه ایجاد کنید
مهم نیست که فاصله سنی شما با سوژه چقدر است . بهترین نتیجه را وقتی میگیرید که با او با احترام رفتار کنید ، از او سوالاتی بپرسید و با او به بحث بپردازید ، از او نظر بخواهید و کمی با او گرم تر و صمیمی تر شوید. شاید شما بتوانید با این کار علاقه او را نسبت به عکاسی بیشتر کنید و خجالت آنها را منفی سازید.
اجازه دهید تا آنها خودشان باشند
بعضی از بچه ها بر خلاف آنهایی که پر جنب و جوش هستند و شیطنت از آنها می بارد، خجالتی و درونگرا هستند. حتما به دنبال این نباشید که به آنها حالت خاصی بدهید و یا اینکه حتما در حالت خندیدن از آنها عکس بگیرید. شما می توانید در همان حالتی که پشت پدر و یا مادرشان مخفی شده اند از آنها عکس بگیرید و یا وقتی که گوشه ای یا کنار درختی به آرامی نشسته اند بدون آنکه متوجه شوند از آنها عکس بگیرید و منتظر لبخند آنها نباشید.ابن را بدانید که همان عکس ها میتواند خاطره ای برای او شود.
اجازه دهید با چیزی که راحت تر است عکس بگیرد
حالا که شما یک سوژه کوچک خجالتی داریدبگذارید خودش انتخاب کند که با چه چیزی میخواهد عکس بگیرد مثلا یک اسباب بازی خاص و یا یک لباس خاص. اگر بخواهید به یک حالت خاص تاکید کنید شاید هیچ وقت نتوانید عکسی ازو او بگیرید پس فرصت را غنیمت بشمرید.
لبخند بزنید
به عبارت ساده اگر شما نتوانید با کودک صمیمیتی ایجاد کنید و با او دوست شوید هیچگاه کودک نمیتواند با شما گرم بگیرد و شما هم نمی توانید عکس خوبی بگیرید.
گرفتن عکس از کودکان لذت فراوانی دارد که هر عکاسی میتواند با رعایت نکات فوق به این عکاسی بپردازد و از این فرشته های کوچک عکس بگیرد. این روشها کاملا امتحان شده است و جواب داده.امیدوارم که استفاده کنید و جواب بگیرید.
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
طبیش از نیمی از آمار مرگ كودكان همراه با سوء تغذیه است. غذای نامناسب، بیماری مكرر، مراقبت و توجه ناكافی عوامل زمینه ساز و ایجادكننده سوءتغذیه هستند. چنانچه یك خانم در دوران بارداری دچار سوءتغذیه باشد یا یك كودك در دو سال اول عمر دچار سوءتغذیه شود رشد جسمی و ذهنی او دچار تاخیر شده و برای تمام عمر گرفتار خواهد شد. حق همه كودكان است كه از تغذیه خوب، محیط مناسب و مراقبت های بهداشتی اساسی برخوردار باشند تا در مقابل بیماری محافظت شده و از رشد و تكامل مناسب بهره مند شوند.
كودكان از رشد سریع برخوردارند لذا باید از تولد تا دوسالگی هر ماه وزن شوند. چنانچه درست وزن نگیرند، مشكلی وجود دارد كه باید به آن توجه شود. وزن گیری منظم بهترین علامت رشد خوب و حاكی از كسب مهارت های تكاملی كودك است. چنانچه كودك در ۶ ماه اول عمر فقط شیر مادر را دریافت كند از رشد خوبی برخوردار خواهد بود. تغذیه با شیر مادر كودك را در مقابل بیماری ها محافظت می كند، همچنین تضمین كننده رشد خوب جسمی و ذهنی و كسب تكامل در كودك است. شیرخوارانی كه از شیر مادر محروم هستند ممكن است به راحتی كودكانی كه با شیر مادر تغذیه می شوند یادگیری نداشته باشند.
چنانچه كودكی به مدت دو ماه وزن نگیرد ممكن است نیاز به دریافت مواد مغذی بیشتری داشته باشد، ممكن است بیمار باشد یا نیاز به توجه و مراقبت بیشتر داشته باشد. لذا وظیفه والدین و كاركنان بهداشتی درمانی كشف سریع علت و رفع آن است. باید هر كودكی كارت پایش رشد خاص خود را داشته باشد تا وزن او روی آن ثبت شود كه نشانگر رشد كودك باشد. اگر منحنی رشد كودك سیر بالا رونده داشته باشد او خوب رشد می كند ولی چنانچه صاف و یا نزولی شود جای تامل و نگرانی خواهد بود. اگر كودكی مرتبا وزن نمی گیرد یا خوب رشد نمی كند سئوالات مهمی مطرح می شود كه عبارتنداز:
۱ آیا دفعات غذا خوردن كودك كافی است
آیا زمانی كه غذای كمكی شروع می شود تا پایان دوسالگی دفعات غذا افزایش می یابد روزانه سه تا پنج بار غذا می خورد
۲ آیا غذای كافی دریافت می كند اگر كودك غذایش را تمام می كند و باز هم می خواهد باید غذای بیشتری به او داده شود.
۳ آیا غذای كودك حاوی انرژی و مواد مغذی كافی است
غذای كودك باید متنوع و حاوی موادی از تمام گروه های غذایی باشد از جمله: گوشت، ماهی، تخم مرغ، حبوبات، خشكبار، غلات، نخود، لوبیا سبز و... و نیز افزودن كمی روغن كه انرژی غذا را افزایش می دهد.
۴ آیا كودك از غذا خوردن امتناع می كند
اگر به نظر می رسد كودك طعم یك غذا را دوست ندارد باید غذاهای دیگر به او داده شود، غذای جدید را باید تدریجی آغاز كرد.
۵ آیا كودك بیمار است
كودك بیمار نیاز به تشویق دارد كه مقداری غذا بخورد. او را باید مكرر و كم كم غذا داد. بعد از بیماری نیز به مدت یك هفته به یك وعده غذای اضافی نیاز دارد. شیرخوارانی كه غذایشان فقط شیر مادر است بایستی حداقل روزانه یك وعده شیر اضافی به مدت یك هفته دریافت كنند. چنانچه كودكی مكررا بیمار می شود بایستی توسط پزشك دیده شود.
۶ آیا كودك غذای كافی كه محتوی ویتامین آ باشد دریافت می كند تا از ابتلای او به بیماری ها پیشگیری شود
شیر مادر از لحاظ ویتامین آ غنی است. سایر غذاهای محتوی ویتامین آ عبارتند از: جگر، تخم مرغ، محصولات لبنی، میوه ها و سبزی های زرد و نارنجی و بسیاری از سبزی های با برگ سبز. اگر این غذاها به مقدار كافی در دسترس نیست بایستی سالی دوبار كپسول ویتامین آ دریافت كند كه دوز آن را برای سن كودك پزشك تعیین می كند. در مناطقی كه از قطره AD استفاده می كنند كپسول تجویز نمی شود.
۷ آیا كودك از شیر مادر محروم است و شیر مصنوعی را با بطری دریافت می كند
در شش ماه اول عمر بهترین غذا شیر مادر است كه باید فقط و فقط آن را دریافت كند. از ۶ ماهگی به بعد علاوه بر شیر مادر كه بهترین شیر و منبع مهم مواد مغذی مختلف است غذاهای كمكی را نیز باید دریافت كند. اگر شیر مادر نمی خورد استفاده از هر شیری باید به وسیله فنجان باشد و استفاده از بطری ممنوع است.
۸ آیا آب و غذای كودك تمیز است
چنانچه جواب منفی باشد كودك غالبا بیمار خواهد شد. آنچه قرار است خام خورده شود باید شسته شود و آنچه كه پختنی است باید خوب پخته شود. غذا وقتی پخته و آماده شد باید بدون تاخیر خورده شود اگر بماند باید به طور كامل حرارت ببیند. آب را باید از منابع تمیز برداشت كرده و در جای تمیز نگهداری كرد. اگر آب رودخانه، حوض، چشمه و غیره مصرف می شود باید جوشانیده شود. اگر چاه و چشمه محافظت شده است آب آن می تواند تمیز باشد. آب لوله كشی نیز كه كلرینه می شود تمیز است.
۹ آیا بیشتر اوقات كودك تنها است یا توسط كودك بزرگ تر نگهداری می شود
اگر چنین است ممكن است كودك كم سن نیاز به توجه بیشتر از طرف بزرگسالان داشته باشد و این به خصوص در زمان غذا خوردن لازم است.
شیر مادر به تنهایی نیاز غذایی و نوشیدنی كودك را در ۶ ماه اول عمر برآورده می كند. پس از آن لازم است انواع غذاهای كمكی به تدریج به رژیم غذایی شیرخوار همراه با شیر مادر اضافه شود. كودكان در ماه های اول زندگی در معرض خطر بیماری ها قرار دارند. تغذیه انحصاری با شیر مادر آنها را در مقابل اسهال و بیماری های عفونی شایع محافظت می كند. در حدود ۶ ماهگی غذا و نوشیدنی های دیگر لازم است و تغذیه با شیر مادر تا پایان دو سالگی یا بیشتر همراه با غذا ادامه می یابد. اگر شیرخوار در شش ماه اول خوب وزن نمی گیرد ممكن است نیاز به دفعات بیشتر تغذیه با شیر مادر داشته باشد.
شیرخواری كه تا ۶ماهگی منحصرا شیر مادر می خورد نیاز به سایر مایعات حتی آب ندارد.
شیرخواری كه خوب وزن نمی گیرد ممكن است بیمار باشد یا شیر كافی دریافت نكند، باید پزشك او را ببیند و مادر نیز راهنمایی شود كه چگونه شیر بیشتری به فرزندش برساند.
در سن حدود ۶ماهگی تغذیه تكمیلی آغاز می شود. به ترتیب هفته می توان از غلات، گوشت، گوسفند، مرغ، گوساله سبزی های پخته شده و له شده و... استفاده كرد.
شیرخواران از ۶ تا ۱۲ ماهگی همچنان به دریافت مكرر شیر مادر نیاز دارند و غذای كمكی باید بعد از شیر مادر به آنان داده شود.
بعد از ۶ ماهگی به لحاظ خوردن غذا و خزیدن و تماس بیشتر با اطراف خطر بیماری های عفونی افزایش می یابد. لذا بایستی دست های كودك را شست.
كودكان از ۶ماهگی تا دو سالگی نیاز به پنج نوبت غذا دارند. سوء تغذیه در دو سال اول عمر رشد كودك را به تاخیر انداخته و آثار آن در تمام عمر باقی خواهد ماند. برای رشد خوب و سالم ماندن باید كودك مواد غذایی مختلف شامل گوشت، ماهی، حبوبات، غلات، تخم مرغ، میوه و سبزی را علاوه بر شیر مادر دریافت كند.
معده كودكان كوچك است و در یك وعده نمی توانند غذای مورد نیاز خود را بخورند چون نیاز آنان و سوخت و سازشان زیاد است. بنابر این حائز اهمیت است كه كودكان به دفعات كافی غذا دریافت كنند تا نیازشان برآورده شود. اگر ظرف غذا مشترك باشد ممكن است بچههای كوچك غذای كافی دریافت نكنند. كودك باید از بشقاب جداگانه استفاده نماید تا والدین یا مربیان بفهمند كه چه مقدار غذا خورده است. ممكن است بچههای كوچك نیاز به تشویق یا كمك برای غذا خوردن داشته باشند.
كودكان نیاز به ویتامین آ دارند تا در مقابل بیماری ها مقاوم شده و دید چشمشان آسیب نبیند.
در ۶ ماه اول عمر شیر مادر منبع ویتامین آ است و نیاز كودك را برآورده می كند. مادر باید از غذاهای محتوی ویتامین آ استفاده كند یا خود ویتامین آ را دریافت كند.
شیرخواران از ۶ماهگی نیز باید ویتامین آ را از طریق غذا یا مكمل دریافت نمایند. در كشور ما از ۱۵ روزگی قطره ویتامین شروع می شود. ویتامین آ در جگر، تخم مرغ، محصولات لبنی، روغن كبد ماهی چرب، انبه، خربزه درختی، سیب زمینی زرد شیرین، سبزی های با برگ سبز تیره و هویج موجود است. هنگامی كه كودكان ویتامین آ كافی دریافت نكنند با خطر شبكوری و دید ناكافی در غروب یا شب مواجه می شوند. در بعضی از كشورها در سنین ۶ماهگی تا پنج سالگی سالیانه یك تا دو بار كپسول ویتامین آ به همه كودكان داده می شود.
بیماری هایی نظیر اسهال و سرخك ویتامین آ موجود در بدن كودك را به مصرف می رسانند. تغذیه بیشتر شیرخوار با شیر مادر می تواند این كمبود را جبران كند. در كودكان بالاتر از ۶ماه میوه ها و سبزی ها، شیر، تخم مرغ، جگر و محصولات لبنی می توانند این نیازها را تامین كنند. كودكان دچار اسهال طولانی بیشتر از ۱۴ روز یا سرخك باید كپسول ویتامین آ دریافت كنند. كودكان نیاز به غذای محتوی آهن دارند تا از توانایی فیزیكی و ذهنی كافی برخوردار شوند. كم خونی كه به دلیل كمبود آهن اتفاق می افتد می تواند رشد فیزیكی و ذهنی كودك را مختل كند. علائم كم خونی شامل رنگ پریدگی زبان، كف دست و پا، داخل لب، خستگی و تنگی نفس است.
الف حتی كم خونی خفیف شیرخواران و بچه های كوچك می تواند تكامل هوشی آنان را مختل كند.
ب كم خونی در بچه های زیر دو سال ممكن است اختلال در تعادل و هماهنگی به وجود آورده و كودك را منزوی، بی تفاوت و بی میل در كارها كند. در نتیجه توان او برای تعامل و ایجاد اثر متقابل بر یكدیگر كاهش یافته، تكامل هوشی او ممكن است به تاخیر افتد.
كم خونی در بارداری موجب تشدید خونریزی مادر، افزایش خطر عفونت هنگام زایمان و مشكلاتی از این قبیل برای مادر می شود. شیرخواران متولد شده از مادران كم خون غالبا از وزن كم و كم خونی رنج می برند. مصرف آهن در مادران باردار، مادر و شیرخوار را محافظت می كند. آهن در جگر، گوشت، تخم مرغ و حبوبات وجود دارد. افزودن آهن به بعضی مواد غذایی نیز از كم خونی پیشگیری می كند.
مالاریا و كرم قلابدار می توانند منجر به كم خونی شده یا آن را بدتر كنند. استفاده از پشه بند، جلوی نیش پشه را می گیرد. در مناطق آلوده به انگل نیز رعایت بهداشت به پیشگیری از ابتلا به بیماری های انگلی كمك می كند. نباید كودكان نزدیك توالت ها و محل دفع مدفوع بازی كنند. باید دستشان را شسته و حتما كفش بپوشند كه از آلودگی انگلی پیشگیری شود.
استفاده از نمك یددار برای پیشگیری از ناتوانی ها و تاخیر تكامل مفید است.
به امید آنكه تمام مادران امروز و مادران آینده اهمیت تغذیه صحیح و جایگاه تغذیه با شیر مادر را درك كنند و كودك خود را از حق مسلم محروم نكنند.
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
زندگي در شهرهاي بزرگ دنيا علاوه بر مزيتها، مشكلات و معايب بسياري دارد. يكي از بزرگترين معايت آن اين است كه ساكنان آن فرصت استنشاق هواي تازه راندارند و اكسيژن كمتري دريافت مي كنند و متاسفانه بدنشان دي اكسيد كربن،سرب و گازهاي سمي ديگر را جذب خواهد كرد.
استودیو روناک : زندگي در شهرهاي بزرگ دنيا علاوه بر مزيتها، مشكلات و معايب بسياري دارد. يكي از بزرگترين معايت آن اين است كه ساكنان آن فرصت استنشاق هواي تازه را ندارند و اكسيژن كمتري دريافت مي كنند و متاسفانه بدنشان دي اكسيد كربن، سرب و گازهاي سمي ديگر را جذب خواهد كرد.
بسياري از شهرهاي ايران همچون تهران، اصفهان، مشهد، شيراز و برخي ديگر از شهرها متاسفانه كمتر هواي تازه و پاك دارند و ساكنان آن ها مجبور به تنفس هواي آلوده هستند. آلودگي هوا براي افراد مسن، نوزادان، كودكان و زنان باردار بيشتر از افراد ديگر مضر است به همين دليل كارشناسان توصيه مي كنند كه اين افراد در روزهايي كه آلودگي هوا به مرز هشدار مي رسد، از خانه خارج نشوند و فعاليت هاي بدني خود را كاهش دهند تا دچار مسموميت و مشكلات ناشي از كمبود اكسيژن و گازهاي سمي نشوند.
آلودگي ها و ايجاد آسم در كودكان
قرار گرفتن كودكان در معرض آلودگي هوا بسيار خطرناك است و نگراني هاي بسياري را ايجاد مي كند زيرا سيستم ايمني، تنفسي و ريه آن ها هنوز به رشد نكرده و كامل نشده است. از اين رو در معرض آلودگي قرار گرفتن كودكان بسيار خطرناك تر از افراد بالغ است.
تحقيقات انجام شده در مدرسه پزشكي هاروارد نشان مي دهد كه ذرات معلق در هوا باعث ايجاد آلودگي مي شوند و تنفس اين هواي آلوده باعث ورود ذرات معلق به داخل بدن و ريه افراد مي شود و همچنين تنفس هواي آلوده و ذرات معلق در كودكان باعث بروز بيماري برونشيت مي شود.
اين مطالعات با بررسي بيماري برونشيت در كودكان مناطق مختلف نشان داده كه كودكانی كه در مناطقي با آلودگي هوا زندگي مي كنند بيشتر از كودكان ديگر مبتلا به اين بيماري مي شوند.
مطالعه ديگري كه در مركز سلامت كودكان اروپا انجام شده حاكي از آن است كه آلودگي هوا نقش موثري در ميزان مرگ و مير كودكان دارد. براساس اطلاعات به دست آمده در اين مطالعه ميزان مرگ و مير كودكان در شهرهايي با آلودگي هوا به نسبت بيشتر از مناطق پاك و بدون آلودگي است و همچنين در اين مناطق ميزان مراجعه اورژانسي كودكان به بيمارستان نيز بيشتر ديده مي شود.
پژوهشگران هشدار دادند از آنجا كه سيستم تنفسي كودكان ضعيف تر از افراد بالغ است، قرار گرفتن آن ها در آلودگي هوا باعث بروز بيماري آسم، ايجاد مشكلات تنفسي در كودكان مي شود و همچنين تنفس هواي آلوده عملكرد ريه كودكان را نيز تا حدي مختل مي كند.
آلودگي هوا كه ناشي از سوخت كربن و سوخت اتومبيل ها است و بيشتر در هواي آزاد وجود دارد بسيار مخرب تر از آلودگي هوا در فضاهاي بسته است. البته بايد گفت كه امروز آلودگي هاي فضاهاي بسته بسيار كم شده و تا حدي مي تونيم بگوييم كه آلودگي فضاهاي بسته مانند منزل به نزديك صفر رسيده است. اما آلودگي هاي فضاهاي باز به دليل وجود ذرات معلق در هوا به دليل افزايش اتومبيل ها و كارخانه ها نسبت به گذشته بيشتر شده است .
هر ميزان فعاليت بدني در هواي آلوده بيشتر باشد، تنفس تند تر انجام مي شود و در نتيجه ميزان جذب ذرات معلق نيز بيشتر خواهد شد. از آنجا كه كودكان در بيرون از منزل و در هنگام راه رفتن تحرك بيشتري نسبت به افراد بالغ دارند، ميزان جذب آلودگي هوا در آن ها به مراتب بيشتر از بزرگسالان است.
محققان دانشگاه ونكوور كانادا اعلام كردند كه بدون شك آلودگي هوا تاثير زيادي در بروز بيماري آسم در كودكان دارد و آلودگي هواي ناشي از سوخت اتومبيل ها باعث افزايش ميزان مرگ و مير در كودكان مي شود.
گاز سمي مونواكسيد كربن موجود در هوا در سه ماههي اول بارداري به راحتي از جفت عبور كرده و در صورت شدت زياد مسموميت به سقط جنين منجر ميشود.آلودهكنندههاي هوا زياد هستند، اما منواكسيد كربن يكي از خطرناكترين و مهمترين اين آلودهكنندهها به شمار ميرود و اين گاز در نتيجهي سوخت ناقص مواد آلي ايجاد و مهمترين منابع توليدكنندهي اين گاز اگزوز اتومبيلها، بخاريهاي گازي و نفتي است.
قدرت تركيبي گاز مونواكسيدكربن با هموگلوبين خون 250 برابر بيشتر از اكسيژن بوده كه علت سمي بودن اين گاز است، به طوري كه با وارد شدن اين گاز به بدن قدرت حمل اكسيژن از هموگلوبين خون گرفته ميشود و اكسيژن مورد نياز بدن براي سوخت و ساز بسيار كم شده و در نتيجه به مسموميت و ناراحتي افراد منجر ميشود.
گازهاي ديگري نظير گاز كربنيك و بخارات اسيدي در هوا موجود هستند كه با ايجاد اختلال در مجاري تنفسي موجب بروز سرفه و تنگينفس در افراد ميشوند اما گاز مونواكسيدكربن مهمتر و براي بيماران قلبي، سالمندان و زنان باردار عوارض خطرناكي را به دنبال دارد.
خطر سقط جنين در زنان باردار بيشتر در سه ماهه اول بارداري است و اين امر نيز به شدت مسموميت به آلودگي هوا، شرايط سلامتي كبد، قلب و مقاومت بدني مادر بستگي دارد. مادران باردار بايد در 8 هفته اول حاملگي بسيار مراقب باشند و خود را در معرض هواي آلوده قرار ندهند. در هفته هاي اول حاملگي، مادران باردار بايد در صورت امكان در هواي آلوده حضور پيدا نكنند و از منزل بيرون نيايند و در صورتي كه ناگزير به بيرون آمدن هستند حتما از ماسك استفاده كنند.
در 8 هفته اول حاملگي با توجه به اين كه در اين مدت اندام هاي جنين شكل مي گيرد، زنان باردار بايد از مواجه شدن با مواد شيميايي و قرار گرفتن در معرض آلودگي هوا خودداري كنند.مواجه شدن با هواي آلوده به خصوص در 8 هفته اول حاملگي، احتمال بروز بيماري ها و نارسايي هاي قلبي و ايجاد يك مجموعه بيماري ها و ناهنجاري هاي اندامي را در جنين افزايش مي دهد.
با توجه به اين كه در هفته هاي 8 تا 12 حاملگي، مغز جنين شروع به رشد و شكل گيري مي كند و اختلال در رشد آن مي تواند در ضريب هوشي و توانايي هاي مغزي جنين تاثير بگذارد، به طور جدي به مادران باردار توصيه مي شود در اين مدت نيز خود را در معرض هواي آلوده قرار ندهند.
مسموميت در افراد مختلف به شرايط جسماني و سلامتي آنها و همچنين به ماده، غلظت و شدت مادهي سمي بستگي دارد و ممكن است مسموميت در افراد مختلف با توجه به اين عوامل خفيف يا شديد باشد. مسموميت خفيف در افراد به صورت سردرد، سرگيجه، خواب آلودگي، خستگي و ضعف بروز ميكند و در صورتي كه مسموميت به حالت شديد رخ دهد بيمار دچار بيقراري، استفراغ و بيهوشي ميشود و در شرايط حاد به صورت تشنج ظاهر مي شود.
به طور كلي 12 هفته اول حاملگي دوران بسيار حساسي است و مادران بايد بيشترين توجه را به سلامتي جنين نشان دهند، اما از هفته 16 به بعد ميزان حساسيت نه اين كه از بين مي رود، بلكه كمتر مي شود; چون تا اين زمان اندام هاي جنين، قلب و مغز او شكل گرفته است.در عين حال از هفته 16 به بعد حاملگي در شرايط بحراني آلودگي هوا، مادران باردار بايد از منزل بيرون نيايند، خود را معرض آلودگي هوا قرار ندهند و در صورتي كه ناچار به بيرون آمدن هستند از وسايل محافظتي همچون ماسك ها استفاده كنند.
آلودگي هوا احتمال ناباروري را افزايش مي دهد
همچنين احتمال ناباروري زنان را نيز افزايش مي دهد، زناني كه بيشتر در معرض آلودگي هوا قرار دارند نازايي در آنها بيشتر مي شود و يا اين كه بيشتر دچار سقط جنين، زايمان زودرس، پاره شدن كيسه آب جنين، عدم رشد جنين، تولد نوزاداني با وزن كم و حتي بروز لب شكري (شكاف لب) در نوزادانشان مي شوند.
رساندن هواي آزاد و پاك مهمترين اقدامي است كه افراد در مسموميت خفيف بايد انجام دهند، زيرا هواي پاك 21 درصد اكسيژن دارد و همچنين بيمار را بايد از شرايط و محيط آلوده دور كرد و مسموميت خفيف با استنشاق هواي پاك رفع ميشود.
در صورت بروز مسموميت شديد، به طوري كه بيمار دچار تشنج و بيهوشي شود، بايد وي را به بيمارستان انتقال داد تا با اقدامات اختصاصي و تجويز اكسيژن بهبود يابد.در منازل نيز اگر رنگ شعلهي بخاريهاي گازي زرد باشد امكان توليد گاز سمي وجود دارد و ممكن است با ايجاد خواب آلودگي افراد را مسموم كند و حتي در شرايط حاد به بيهوشي نيز منجر ميشود.
عقب ماندگي رشد جنين بر اثر قرار گرفتن زن باردار در هواي آلوده
همانطور كه پيشتر گفته شد زنان باردار بايد حتي المقدور از قرار گرفتن در معرض آلودگي هوا جلوگيري كنند. عدم رشد فكري جنين به طور قطع، وضعيت غير عادي رشد در داخل رحم است كه سقط شدن جنين را 10 برابر افزايش مي دهد. گاز منوكسيد كربن يكي از عواملي است كه خطر عقب ماندگي رشد جنين را افزايش مي دهد. زماني كه گاز منوكسيد كربن وارد بدن مي شود، داخل خون شده و همراه با گردش خون وارد تمام قسمتهاي بدن مي شود و مانع از رسيدن اكسيژن به بدن مي شود. در زمان بارداري، گاز منوكسيد كربن از جفت عبور كرده و مقدار اكسيژني را كه به اين قسمت داده مي شود را كاهش مي دهد و باعث مي شود تا شرايط عقب ماندگي رشد جنين فراهم شود.
ارتباط آلودگي هوا با اوتيسم
اوتيسم نوعي اختلال رشدي است كه با رفتارهاي ارتباطي ، كلامي غير طبيعي مشخص مي شود . علائم اين اختلال در سال هاي اول عمر بروز مي كند و علت اصلي آن ناشناخته است. اما مي توان يكي از فاكتورهاي ابتلا جنين و نوزاد به اوتيسم را، آلودگي هوا دانست.
مطالعات نشان مي دهد، آلودگي زياد هوا در طول دوره بارداري، خطر اوتيسم را براي جنين به همراه خواهد داشت و حتي در نوزاد تازه متولد شده به ويژه نوزاداني كه زودتر از موعد به دنيا آمده اند، خطر ابتلا به اوتيسم را افزايش مي دهد. بعضي از دانشمندان بر اين باور هستند، جنين زنان بارداري كه در بزرگراه هاي شهرهاي پرجمعيت زندگي مي كنند بيشتر در معرض ابتلا به اوتيسم هستند. در اينجا لازم است كه يادآور شويم بسياري از نوزادان سالم هستند كه در شهرهاي آلوده و پردود و دم با سلامتي كامل زندگي مي كنند اما براي احتياط بيشتر به مادران بارداري كه در اين مكانها زندگي مي كنند توصيه مي شود تا از حضور در اماكن پر تردد و آلوده خودداري كنند.
آلودگي هوا روي زنان باردار و كودكان تاثيرات جبران ناپذيري دارد
مصرف شير به دفع آلودگي ها كمك مي كند
مطالعات نشان داده كه مصرف شير تاثيرات مضر آلودگي هوا بر بدن را كاهش مي دهد، زيرا شير به دليل دارا بودن فسفر، منيزم و كلسيم، خنثي كننده سموم است. به همين دليل توصيه مي شود در شرايط آلودگي هوا براي كاهش صدمات به دستگاه تنفسي و التهاب دستگاه گوارش ناشي از اين آلودگي، مصرف شير و لبنيات را افزايش دهيد.
در بدن انسان باكترهاي مفيدي وجود دارند كه عمل دفع ادرار و مدفوع و مواد آلاينده را تنظيم مي كنند. هر وقت ميزان باكتري هاي مفيد بر اثر ورود سرب و مواد آلاينده به بدن كم شود، عمل دفع هم با مشكل مواجه مي شود و اين مواد در بدن باقي مي مانند. شير به دليل دارا بودن ماده اي فعال به نام " پتوبيوتيك "، سطح اين باكتري هاي مفيد را در روده انسان تعادل مي بخشد
.
توصيه هاي جدي به زنان باردار
براي مراقبت و حفظ سلامتي جنين و نوزاد، به مادران عزيز و خانم هاي باردار توصيه هايي ارائه شده است كه رعايت آنها در طول اين دوران الزامي است.
1. از ايمني اجاق گاز آشپزخانه، شومينه، بخاري هاي گازي اطمينان حاصل كنيد. تمام آنها مي توانند يك نشتي كوچكي داشته باشند.
2. اگزوز خودرو خود را معاينه كنيد. ماشين را در پاركينگ و گاراژ دربسته روشن نكنيد.
3. زماني كه در ترافيك گير كرده ايد، دستگاه تهويه خودرو را خاموش نگه داريد
4. از پياده روي در خيابان هاي پر رفت و آمد جلوگيري كنيد.
5. از ماندن در اتاقي كه پر از دود سيگار است خودداري كنيد.
6. در روزهايي كه آلودگي هوا اعلام شده است از منزل خارج نشويد.
7. در منزل خود سيستم تشخيص نشت گاز و گاز منوكسيد كربن وصل كنيد.
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
نتایج یک پژوهش نشان می دهد میزان تاثیر نوع تغذیه ( بخصوص انتخاب فست فود به جای غذاهای تازه ) در آینده فرزندان می تواند بیش از موقعیت اجتماعی والدین تاثیر گذار باشد.
این تحقیقات که بر روی کودکان اسکاتلند انجام شده نشان می دهد، کودکانی که بیشتر از فست فود استفاده می کنند، نسبت به دیگر کودکانی که غذای سالم می خورند ضریب هوشی پایین تری دارند.
غذای اصلی کودک بر رشد و توانایی های ذهنی او تاثیر بلند مدت می گذارد و کودکانی که دراین میان دائما از فست فود و غذاهای آماده استفاده کنند شانس کمتری برای بالا رفتن بهره هوشی دارند.
این تحقیق روی بیش از ۴هزار کودک ۴ تا ۵ساله اسکاتلندی انجام شده است.
محققین می گویند والدینی که با تحصیلات دانشگاهی بالاتر نگران شیوه تغذیه کودکشان بودند و سعی می کردند بیشتر غذاهای تازه برای وعده اصلی او تدارک ببینند، موجب تاثیرات مثبتی روی بهره هوشی آنها شدند.
در عوض کودکان خانواده هایی که چندان شرایط مالی خوبی نداشتند در اکثر روزها به فرزندانشان غذاهای آماده ویا فست فود می دادندو این مسئله روی بهره هوشی آنها تاثیر منفی داشت.
به گفته محققان، نوع غذا روی رشد مغزی کودکان تاثیر می گذارد.این یافته نشان می دهد تازگی و کیفیت ماده غذایی به ویژه در سن رشد از میزان مصرف موادغذایی مهم تر است.
بر پایه این بررسی مصرف غذاهایی مانند چیپس، پیتزا و شیرینی قبل از ۳ سالگی با کاهش آی کیوی کودکان در ارتباط است.
همچنین بر اساس تحقیق مشابهی که در دانشگاه آدلاید در استرالیا صورت گرفته ، فاصله بهره هوشی کودکان با تغذیه سالم وفست فود با بالا رفتن سن بیشتر می شود و می تواند تاثیراتش را تا اواخر دهه دوم زندگی افراد نشان دهد.
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
تحقیقات ثابت کرده است که والدین پرحرف کودکانی باهوش خواهند داشت. چطور؟ در ادامه بخوانید.
بعد از ماه ها گوش دادن به صحبت ها و صداهای شما بالاخره اولین کلمه را می گوید. مامان یا بابا. پروسه طبیعی آموزش حرف زدن و صحبت کردن را طی کرده و حالا می خواهد با شما مثل خود شما ارتباط برقرار کند.
آن فرنالد پزشک ارشد مرکز تحقیقاتی نوزادان در کالفرنیا می گوید:
گروهی از محققان در این رابطه به نتایجی دست یافته اند که نشانگر این است که صحبت کردن والدین با نوزادانشان توانایی صحبت کردن کودک را افزایش می دهد. جالب است بدانید که کودکانی که در خانواده هایی با محیط پر از صداهای صحبت رشد می کنند IQ بالاتری دارند.
چند اصل مهم:
زود شروع کنید:
از همان زمان که نوزادتان با صداها به اطراف نگاه می کند اقدام کنید. با او صحبت کنید و او را در راه پاسخ حتی با یک لبخند قرار دهید.
در ابتدا شاید او پاسخ و صدای خاصی ندهد اما به مرور زمان یاد می گیرد که با صدا و نگاه و حتی لبخند پاسخ شما را بدهد.
با او با صدایی متفاوت صحبت کنید:
حتماً شما زمانی که با یک کودک صحبت می کنید صدا و حالات خود را تغییر می دهید این تغییر توجه نوزاد را بیشتر جلب می کند.
تلویزیون را خاموش کنید:
البته نه همیشه اما بخشی از روز را اجازه دهید تا او صداهای زنده ی اطرافش را بشنود تا قدرت تمرکز او بالا برود چرا که تلویزیون با پخش موسیقی و از این قبیل صداها او را دچار یک نوع گیجی می کند.
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
به گزارش استودیو تخصصی کودک و نوزاد روناک، ابراز احساسات و هیجانات، صحبت کردن درباره مسائل و مشکلات، توانایی برقراری قوی با دیگران و... از جمله مسائل تربیتی حساس وظریفی است که والدین باید به آن توجه داشته باشند. چنین توانای هایی معمولا در دختران ملموس تر از پسران دیده می شود. خانواده هایی که فرزند پسر دارند، گاه در این باره نگرانی هایی دارند. در ادامه شما را با توصیه هایی در این باره آشنا می کنیم:
- 1 به او کمک کنید تا احساساتش را بروز دهد.
مامان ها معمولا بیشتر با دخترانشان صحبت می کنند. در نتیجه، به طورکلی پسرها دیرتر صحبت کردن را یاد می گیرند و قدرت کلامی پایین تری از دخترها دارند.
آنها دوست دارند که احساسات را در دل خود نگه دارند. درمواقع ناراحتی، دختر بچه ها گریه می کنند و پسرها دعوا و کتک کاری را انتخاب می کنند. باید او را از سنین خیلی پایین تشویق کرد که درمورد هیجانات درونی صحبت کند، از سکوت و خاموشی بیرون بیاید و عکس العملش را با سخن گفتن نشان دهد.
- 2 بیش از حد از او انتقاد نکنید.
پسر کوچولوی شما دربرابر انتقادها بسیار حساس است؛ خصوصا در مورد مسائلی که به رفتارش مربوط می شود. کارهای نادرست و بد را به او خاطر نشان نمایید اما افراطی رفتار نکنید. به عنوان مثال ازگفتن جملاتی مانند " خواهر کوچولوی تو هیچ وقت از این کارها نمی کند! تو مامان را کلافه و خجالت زده می کنی..." بپرهیزید.
- 3زبان مناسب را انتخاب کنید!
" مردان مریخی، زنان ونوسی" شاید همه ما این عبارت را شنیده ایم وحتما گوینده آن دلیل روشنی برای این ادعا دارد. مسلما شیوه رفتاری با هرجنس متفاوت است. وقتی با پسرها صحبت می کنید، جملات واضح، روشن، منطقی و به دور از هر توضیح اضافی وحاشیه را انتخاب کنید.
- 4 نیمه دیگرشخصیت او را نیز درنظر بگیرید.
به او بیاموزید که در لباس پوشیدن مرتب باشد و رنگ ها را با هم ست کند، به آرایش موهایش برسد، مراقب سلامت و ظاهر خود باشد ... اینها مسائلی است که شاید همه پدران به آن توجه نداشته باشند. چنین شرایطی برای او بسیار مفید است؛ چرا که او بعدا مردی خواهد شد و به این ترتیب می تواند نظر دیگران را به خود جلب کند. از اینکه احساس " زنانه" پیدا کند نترسید. احساس مرد بودن از والد هم جنس خودش به او منتقل می شود.
- 5 محدودیت وضع کنید.
از آنجا که مادر جذابیت وشیفتگی بیشتری برای پسرش دارد و به علاوه اینکه نمی تواند خیلی با او صمیمی باشد، برقراری ارتباط این دو، پیچیدگی های خاصی دارد. اما به هر حال، اعمال برخی محدودیت ها لازم و غیر قابل اجتناب است.
- 6 همه کارهایش را انجام ندهید.
دلیلی ندارد که زیپ شلوار و دکمه هایش را ببندید، در حالی که خودش می خواهد این کار را انجام دهد. او را ترغیب کنید که خودش لباس هایش را بپوشد، دوش بگیرد و به کارهای شخصی اش برسد. بپذیرید که روزی ازشما دور خواهد شد. احساس نیازی که به شما دارد را بیش از حد تقویت نکنید.
- 7یک نمونه " اجتماعی" برای او باشید!
امروزه مادر علاوه بر جایگاه مهم خود می تواند مدلی برای شناخت هویت اجتماعی فرزندش باشد. او می تواند پسرش را به سمت اهدافش سوق دهد. بسیار رایج است که پسر بچه ها می گویند " می خواهم درآینده شغل مادرم را داشته باشم!"
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
به گزارش استودیو تخصصی کودک و نوزاد روناک، ابراز احساسات و هیجانات، صحبت کردن درباره مسائل و مشکلات، توانایی برقراری قوی با دیگران و... از جمله مسائل تربیتی حساس وظریفی است که والدین باید به آن توجه داشته باشند. چنین توانای هایی معمولا در دختران ملموس تر از پسران دیده می شود. خانواده هایی که فرزند پسر دارند، گاه در این باره نگرانی هایی دارند. در ادامه شما را با توصیه هایی در این باره آشنا می کنیم:
- 1 به او کمک کنید تا احساساتش را بروز دهد.
مامان ها معمولا بیشتر با دخترانشان صحبت می کنند. در نتیجه، به طورکلی پسرها دیرتر صحبت کردن را یاد می گیرند و قدرت کلامی پایین تری از دخترها دارند.
آنها دوست دارند که احساسات را در دل خود نگه دارند. درمواقع ناراحتی، دختر بچه ها گریه می کنند و پسرها دعوا و کتک کاری را انتخاب می کنند. باید او را از سنین خیلی پایین تشویق کرد که درمورد هیجانات درونی صحبت کند، از سکوت و خاموشی بیرون بیاید و عکس العملش را با سخن گفتن نشان دهد.
- 2 بیش از حد از او انتقاد نکنید.
پسر کوچولوی شما دربرابر انتقادها بسیار حساس است؛ خصوصا در مورد مسائلی که به رفتارش مربوط می شود. کارهای نادرست و بد را به او خاطر نشان نمایید اما افراطی رفتار نکنید. به عنوان مثال ازگفتن جملاتی مانند " خواهر کوچولوی تو هیچ وقت از این کارها نمی کند! تو مامان را کلافه و خجالت زده می کنی..." بپرهیزید.
- 3زبان مناسب را انتخاب کنید!
" مردان مریخی، زنان ونوسی" شاید همه ما این عبارت را شنیده ایم وحتما گوینده آن دلیل روشنی برای این ادعا دارد. مسلما شیوه رفتاری با هرجنس متفاوت است. وقتی با پسرها صحبت می کنید، جملات واضح، روشن، منطقی و به دور از هر توضیح اضافی وحاشیه را انتخاب کنید.
- 4 نیمه دیگرشخصیت او را نیز درنظر بگیرید.
به او بیاموزید که در لباس پوشیدن مرتب باشد و رنگ ها را با هم ست کند، به آرایش موهایش برسد، مراقب سلامت و ظاهر خود باشد ... اینها مسائلی است که شاید همه پدران به آن توجه نداشته باشند. چنین شرایطی برای او بسیار مفید است؛ چرا که او بعدا مردی خواهد شد و به این ترتیب می تواند نظر دیگران را به خود جلب کند. از اینکه احساس " زنانه" پیدا کند نترسید. احساس مرد بودن از والد هم جنس خودش به او منتقل می شود.
- 5 محدودیت وضع کنید.
از آنجا که مادر جذابیت وشیفتگی بیشتری برای پسرش دارد و به علاوه اینکه نمی تواند خیلی با او صمیمی باشد، برقراری ارتباط این دو، پیچیدگی های خاصی دارد. اما به هر حال، اعمال برخی محدودیت ها لازم و غیر قابل اجتناب است.
- 6 همه کارهایش را انجام ندهید.
دلیلی ندارد که زیپ شلوار و دکمه هایش را ببندید، در حالی که خودش می خواهد این کار را انجام دهد. او را ترغیب کنید که خودش لباس هایش را بپوشد، دوش بگیرد و به کارهای شخصی اش برسد. بپذیرید که روزی ازشما دور خواهد شد. احساس نیازی که به شما دارد را بیش از حد تقویت نکنید.
- 7یک نمونه " اجتماعی" برای او باشید!
امروزه مادر علاوه بر جایگاه مهم خود می تواند مدلی برای شناخت هویت اجتماعی فرزندش باشد. او می تواند پسرش را به سمت اهدافش سوق دهد. بسیار رایج است که پسر بچه ها می گویند " می خواهم درآینده شغل مادرم را داشته باشم!"
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
دختر، هدیه ارزشمند الهی
دین مبین اسلام، بهترین حقوق را برای دختران قائل شده، آن هم در عصری که دختران، از مزایای انسانی و زندگی روزمرّه، محروم بودند. قرآن مجید، وضع دختران را در عصر جاهلیت، چنین بیان می کند:
وَ اِذا بُشِّرَ اَحَدُهُمْ بِالاُْنْثی ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَّداً وَ هُوَ کظیم * یتَواری مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءٍ ما بُشِّرَ بِهِ اَیمْسِکهُ عَلی هُونٍ اَمْ یدُسُّهُ فِی التُّرابِ اَلا ساءَ ما یحْکمُونَ.(288)
در حالی که هرگاه به یکی از آنها بشارت دهند دختری
نصیب تو شده، صورتش [از ناراحتی] سیاه می شود و مملو
[191]
از خشم می گردد و از قوم و قبیله خود به جهت بشارت بدی که به او داده شده، متواری می گردد [و نمی داند[ آیا او را با قبول ننگ نگه دارد، یا در خاک پنهانش کند؟ چه بد حکمی می کنند.
در روزگاری که دختر، بی ارزش ترین موجود بود و یکی از رسوم جاهلیت، همانا زنده به گور کردن دخترانبود، پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله به لزوم تربیت آنان امر فرمود.
این امر واقعاً وحشت آور است که انسان، آن قدر عاطفه خود را زیر پا بگذارد که انسانی را که پاره تن اوست، با دست خود، زنده به خاک بسپارد. قرآن هم می فرماید:
وَ اِذا الْمُوؤدَةُ سُئِلَتْ بِاَی ذَنْبٍ قُتِلَتْ.(289)
در قیامت درباره دخترانزنده به گور شده سؤال می شود که: به چه گناهی آنها کشته شدند؟
این امر به جایی رسیده بود که وقتی زن، وضعِ حمل می کرد، شوهر از خانه متواری می گشت تا مبادا دختری برای او بیاورد و او در خانه باشد! سپس اگر به او خبر می دادند که مولود، پسر است، با خوشحالی به خانه باز می گشت؛ امّا اگر به او خبر می دادند که نوزاد دختراست، آتش خشم و اندوه، او را در بر می گرفت.
نقل کرده اند که مردی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و اسلام آورد. روزی خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید و سؤال کرد: «آیا اگر گناه بزرگی انجام داده باشم، توبه من پذیرفته می شود؟». فرمود: خداوند، توّاب و رحیم است».
[192]
عرض کرد: «ای رسول خدا! گناه من بسیار عظیم است». فرمود: عفو خدا از آن بزرگتر است.
عرض کرد: من در جاهلیت به سفر دوری رفته بودم، در حالی که همسرم باردار بود. پس از چهار سال بازگشتم. همسرم به استقبال من آمد. دخترکی را در خانه دیدم. پرسیدم: «این دخترکیست؟». گفت: «دختریکی از همسایگان است!». من فکر کردم ساعتی بعد به خانه خود می رود، امّا با تعجّب دیدم که نرفت. غافل از اینکه او دخترمن است و مادرش این واقعیت را مکتوم می دارد؛ مبادا به دست من کشته شود.
سرانجام گفتم: «راستش را بگو. این دخترکیست؟». گفت: «به خاطر داری هنگامی که به سفر رفتی، باردار بودم. این نتیجه همان حمل و دخترتوست». آن شب را با کمال ناراحتی خوابیدم. صبح از بستر برخاستم و کنار بسترِ دخترک رفتم. و در کنار مادرش به خواب رفته بود. او را از بستر بیرون کشیدم و بیدارش کردم و گفتم: همراه من به نخلستان بیا.
او به دنبال من حرکت می کرد تا نزدیک نخلستان رسیدیم. من شروع به کندن حفره ای کردم و او به من کمک می کرد که خاک را بیرون آورم. هنگامی که کندن حفره تمام شد، زیر بغل او را گرفتم و در وسط حفره افکندم... سپس دست چپم را به کتف او گذاشتم که بیرون نیاید و با دست راست بر روی او خاک می ریختم و او پیوسته دست و پا می زد و مظلومانه فریاد می کشید: «پدر جان! با من چه می کنی؟». در این هنگام، مقداری خاک روی محاسن من ریخت. او دستهایش را دراز کرد و خاک را از صورت من پاک نمود؛ ولی من همچنان با قساوت تمام روی او خاک می ریختم، تا آخرین ناله هایش در زیر قشر عظیمی از خاک محو شد.
[193]
هر دو چشم پیامبر صلی الله علیه و آله از شنیدن این سخنان پر از اشک شد و در حالی که بسیار ناراحت بود و اشکهایش را پاک می کرد، فرمود: اگر نه این بود که رحمت خدا بر غضبش پیشی گرفته، لازم بود هر چه زودتر از تو انتقام بگیرد.
در روایات اسلامی درباره محبّت به دخترموارد زیادی از ائمه اطهار علیهم السلام رسیده، از جمله حمزة بن حمران می گوید.
أتی رجل و هو عند النّبی صلی الله علیه و آله فأخبر بمولود أصابه فتغیر وجه الرّجل، فقال له النّبی صلی الله علیه و آله : «ما لک؟»، فقال: «خیر»، فقال: «قل»، قال: «خرجت و المرأة تمخض فأخبرت أنّها ولدت جاریة»، فقال النّبی صلی الله علیه و آله : الأرض تقلّها و السماء تظلّها، و اللّه یرزقها.(290)
مردی حضور رسول خدا آمد و نزد پیغمبر صلی الله علیه و آله ، شخص دیگری نیز بود. تازه وارد به او مژده نوزادی داد. رنگ آن مرد دگرگون شد. پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: «چه شد؟». آن مرد عرض کرد: «خیر است». فرمود: «بگو». عرض کرد: از خانه بیرون آمدم؛ در حالی که زنم دچار درد زایمان بود. به من خبر رسید که او دخترزاییده است. پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: زمین او را نگاهداری می کند، و آسمان، بدو سایه می افکند، و خدا به او روزی می رساند.
از این حدیث شریف، مطالبی را باید استفاده کرد: اوّل اینکه انسان باید
[194]
فرقی بین فرزندانش نگذارد؛ چه پسر باشند و چه دختر. همه مخلوق خداوند هستند و نعمتهای بسیار خوب خدای متعال. دیگر اینکه انسان نباید به فکر روزی فرزندانش باشد. در جایی که خداوند، موجودی را خلق کرده و از این سفره الهی، تمام مخلوقات بهره مند هستند، روزی این کودک را هم در نظر گرفته و فرقی نمی کند؛ فرزند چه پسر باشد و چه دختر. رازق، خالق یکتاست. انسان اگر به خدا توکل داشته باشد و فرمان الهی را اجرا کند، خداوند متعال، روزی او را بدون اینکه خود او بداند، می رساند:
... وَ مَنْ یتَّقِ اللّهَ یجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً * وَ یرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لایحْتَسِبُ وَ مَنْ یتَوَکلْ عَلَی اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ... .(291)
و هر کس پرهیزگار شود، خداوند، راه را بر او می گشاید و از جایی که گمان نمی برد، به او روزی عطا می کند، و هر که بر خدا توکل کند، خداوند او را کفایت خواهد کرد.
سکونی می گوید:
دخلت علی أبی عبدالله علیه السلام و أنا مغموم مکروب، فقال لی: «یا سکونی! ممّء غمّک؟»، قلت: «ولدت لی أبنة»، فقال: «یا سکونی! علی الأرض تقلّها و علی اللّه رزقها، تعیش فی غیر أجلک و تأکل من غیر رزقک، فسری و اللّه عنّی»، فقال لی: «ما سمّیتها؟» قلت: «فاطمة»، قال: آه! آه!
بر امام صادق علیه السلام وارد شدم، در حالی که غمناک و ناراحت بودم. فرمود: «سکونی از چه ناراحتی؟». عرض کردم:
[195]
«دختری برایم به دنیا آمده است»، امام علیه السلام فرمود: «سکونی! سنگینی بچّه بر زمین است و روزی او بر خداست و برای خاطر او از عمر و روزی تو کم نمی شود». در اثر فرمایش امام علیه السلام ناراحتی از من برطرف شد. امام علیه السلام فرمود: «اسم دختررا چه گذاشته ای؟». عرض کرد: «فاطمه»، حضرت وقتی نام فاطمه را شنید، به خاطر مصائب و شدایدی که برای جدّه اش حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام پیش آمده بود، ناراحت شد.
همچنین در روایات، اشاره شده که انسان وقتی وارد منزل می شود، با هدیه و تحفه داخل منزل شود و مخصوصاً برای دخترانش هدیه ببرد. ابن عباس از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده است:
قال رسول الله صلی الله علیه و آله : من دخل السوق فاشتری تحفة فحملها الی عیاله کان کحامل صدقة الی قوم محاویج و لیبدأ بالأناث قبل الذکور فانّ من فرَّح ابنته فکأنّما اعتق رقبة من ولد إسماعیل...(292)
ابن عباس از رسول اکرم صلی الله علیه و آله روایت کرده که فرمود: هر کس تحفه ای بخرد و برای خانواده خود ببرد، اجر او در پیشگاه خداوند، مانند کسی است که به مستمندان کمک کرده باشد؛ و در تقسیم تحفه ها، اوّل به دخترها بدهید و سپس به پسرها، و آن کس که دخترخردسال خود را مسرور کند، اجر آزاد کردن بنده ای از فرزندان اسماعیل را دارد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید:
[196]
نعم الولد البنات المخدّرات من کانت عنده واحدة جعلها اللّه له سترا من النار و من کانت عنده اثنتان أدخله الله بها الجنة.(293)
خوب فرزندانی اند دختران پرده نشین. آن کسی که دارای یک دخترباشد، او حجابی است برای پدر و مادرش از آتش، و هر کسی که دارای دو دخترباشد، خدا به واسطه آن دو او را وارد بهشت گرداند.
امام صادق علیه السلام می گوید:
البنات حسنات و البنون نعمة، و الحسنات یثاب علیها، و النّعمة یسئل عنها.(294)
دختران، حسنات هستند و پسران، نعمت هستند. و بر حسنات، ثواب داده می شود و از نعمتها سؤال می شود.
در روایتی آمده است:
و بشّر النّبی صلی الله علیه و آله بابنة فنظر فی وجوه أصحابه، فرأی الکراهة فیهم، فقال: ما لکم؟ ریحانة أشمّها و رزقها علی اللّه عزّوجلّ و کان صلی الله علیه و آله أبابنات.(295)
به رسول خدا صلی الله علیه و آله بشارت دختردادند. پیامبر صلی الله علیه و آله به صورت اصحاب خود نگاه کرد. چهره آنان را افسرده و غمگین دید. فرمود: چرا غمناک هستید؟ دختر گُلی است که او را می بویم و رزق و روزی او با خداست، و پیامبر صلی الله علیه و آله پدر
[197]
دختران بوده است.
امام صادق علیه السلام می فرماید:
انّ ابراهیم علیه السلام سئل ربّه أن یرزقه ابنة تبکیه و تندبه بعد الموت.(296)
حضرت ابراهیم علیه السلام از خدا دخترطلب کرد تا بعد از مرگش برای او بگرید و نوحه سرایی کند.
پدران و مادران توجّه داشته باشند که فرزند، چه پسر باشد یا دختر، مخلوق خداست و از نعمتهای بسیار مبارک ایزد خالق. باید در مقابل این نعمت بیکران سپاسگزاری کرد و سلامتی فرزند را خواه پسر باشد یا دختر، از خدا خواست. در کافی آمده است:
کان علی بن الحسین علیه السلام اذا بشّر بالولد لم یسئل أذکر هو أم أنثی حتّی یقول: أسوّی فان کان سویا قال: الحمد للّه الذی لم یخلق منّی شیئاً مشوهاً.(297)
سیره و اخلاق امام سجاد علیه السلام بر این بود که اگر به ایشان بشارتِ تولّد فرزندی را می دادند، سؤال نمی کرد که آیا فرزند پسر است یا دختر؛ بلکه می فرمود که آیا سالم است، و اگر خبر سلامت را می دادند می فرمود: سپاس، خداوندی را سزاست که از من فرزندی ناقص به دنیا نیامده است.
از امام صادق علیه السلام درباره آیه: «وَ جَعَلَ لَکمْ مِنْ أزْواجِکمْ بَنینَ وَ حَفَدَةً»(298) سؤال کردند. فرمود: الحفدة بنو البنت و نحن حفدة رسول الله صلی الله علیه و آله .
288 - سوره نحل (16)، آیه 58 - 59.289 - سوره تکویر (81)، آیه 9.290 - وسائل الشیعة، کتاب النکاح، أبواب أحکام الأولاد، باب 5، ح 2؛ روضة المتقین، ج 8 (کتاب النکاح)، ص 594.291 - سوره طلاق (65)، آیه 2 - 3.292 - وسائل الشیعة، کتاب النکاح، ابواب النفقات، باب 3، ح 1، ص 227.293 - همان.294 - وسائل الشیعة، أبواب أحکام الأولاد، باب 5، ح 7.295 - همان، ح 5.296 - همان، باب 4، ح 1.297 - همان، باب 37.298 - سوره نحل (16)، آیه 71.
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
طبیعت در هر فصل از سال، لباسی متفاوت به تن می کند. در زمستان لباس سفید پوشیده است. هر چند به دلیل آلودگی هوا در اکثر مناطق تهران برف نمی بارد و یا اگر ببارد، سریع آب می شود و فرصت بازی به بچه ها نمی دهد.
همه ما خاطرات شیرینی از برف بازی های دوران کودکی خود داریم. پس سعی کنید برای فرزندان خود نیز این فرصت را به هر طریقی که می شود فراهم کنید. رفتن به یک تور برف بازی کودکان، و یا رفتن به یکی از پارک های شمال شهر در روزهای برفی شاید راهکار مناسبی باشد.
اول از همه خواهش می کنم فقط لباس های گرم خود را با خود بردارید، و "نکن، سرما میخوری" را در خانه جا بگذارید. تا آخر زمستان بازی هایی به شما معرفی خواهیم کرد. که می توانید با کودک خود بازی کنید. البته برخی بازی ها، نشستنی و برای استراحت در گرمای خانه پس از اتمام برف بازی است. اگر با همسایه یا دوست خود که کودکی دارد به برف بازی بروید نیز که واقعا بی نظیر خواهد بود.
معمولا وقتی عبارت برف بازی را می شنوید، پرتاب گلوله برفی به سمت هم اولین چیزی است که برای شما تداعی می شود. شاید حتی در قسمت چشم یا لپ خود ناخوآگاه سوزشی حس کنید که یادگار خاطرات شیرین برف بازی کودکی است. شاید دوست داشته باشید فرند شما نیز این حس را تجربه کند و یا اینکه نگران باشید. بله، پرتاب گلوله برفی به سمت همدیگر می تواند خطرناک باشد، خصوصا اگر با چشم تماس پیدا کند و نگرانی شما قابل درک است. به همین دلیل می توانید به جای نشانه گیری افراد، هدف دیگری به کودک خود ارائه دهید. و با او در این بازی همراه شوید. بازی چند نفره همیشه لذت بخش تر از بازی فردی است.
محدوده سنی: +3 سال
تعداد نفرات: نامحدود
وسایل مورد نیاز: مقوا، روبان، ماژیک یا فقط یک تکه چوب
روش بازی:
1. روش اول: به کمک یک تکه چوب و یا پای خود یک دایره روی برف ها بکشید. با فاصله از دایره بایستید و گلوله ها برفی را داخل آن پرتاب کنید. (هر قدر سن کودک کمتر است دایره هدف باید بزرگتر باشد و فاصله او با دایره کمتر باشد). سعی کنید با هم دایره را پر کنید و قسمت های خالی دایره را نشانه گیری کنید. هنگامی که دایره پر شد، همه برنده شده اند.
2. روش دوم: روی یک مقوا دایره های تو در تو هدف گیری (مانند سیبل تیراندازی با کمان) بکشید و برای هر کدام امتیازی تعیین کنید. و به کمک یک روبان آن را آویزان کنید. امتیاز ها را یادداشت کنید. هر کس بتواند رکورد قبلی خود را در دور دوم و سوم و ...بعدی بازی بشکند، برنده است.
کارکردها:
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
کلسیم، فراوان ترین مینرال * موجود در بدن است. بدن ما تقریباً 1 کیلو گرم کلسیم دارد. البته در افراد مختلف با استخوان بندی متفاوت، مسلما این میزان فرق می کند. بیشتر کلسیم در استخوانها و دندانها نشسته است و تنها 1% آن در بقیه بدن وجود دارد که همین 1 درصد اعمال زیادی انجام می دهد، مثلاً انقباض همه ماهیچه های ما بسته به وجود کلسیم است .
احتمالا میدانید که کمبود کلسیم و ویتامین D میتواند به مرور دندانها را نرم کرده و آنها مستعد پوسیدگی و بیماریهای لثه کند بنابراین اگر فرزندتان نمیخواهد یا نمیتواند شیر مصرف کند باید نگران دریافت کلسیم کافی برای ساخت دندانها و لثههای سالم باشید. براساس آمار تنها یکپنجم کودکان به اندازه کافی کلسیم مصرف میکنند. پس بهتر است درباره میزان مورد نیاز کلسیم روزانه کودک و راههای دریافت آن بیشتر بدانید.
فرزندتان چه مقدار کلسیم نیاز دارد؟
طبق استاندارد جهانی سال 2013 میزان کلسیم مورد نیاز در سنین مختلف در کودکان یک ساله (500 میلیگرم در روز) یا معادل 2لیوان شیر، در کودکان 4-8 ساله (800 میلیگرم در روز) یا معادل 3 لیوان شیر و کودکان بین سنین 18-9 ساله ( 1300میلی گرم در روز) یا معادل 4 لیوان شیر در روز است. 225 گرم شیر حاوی 300 میلیگرم کلسیم است و 225 گرم ماست 400میلیگرم کلسیم دارد. بیشتر افراد برای دریافت نیاز روزانه کلسیمشان به لبنیات و شیر تکیه میکنند اما اگر فرزند شما طعم و مزه شیر را دوست نداشته باشد یا حتی به آن حساسیت داشته باشد، راههای زیادی برای افزایش کلسیم دریافتی وجود دارد.
شکلات داغ به کودک ندهید
پنیر و دیگر محصولات لبنی هم کلسیم دارند. گاهی اوقات امتناع کودک از خوردن شیر تنها به دلیل طعم و مزه آن است بنابراین میتوانید شیرکاکائو یا شیر موز را امتحان کنید یا از دوغی که حاوی کلسیم است، استفاده کنید. استفاده از شکلات داغ برای ترغیب کودک به مصرف شیر یک اشتباه بزرگ است. صرف اینکه کودک دوست ندارد شیر بخورد به این معنا نیست که دیگر محصولات لبنی را هم نمیخورد. پنیر، ماست پودینگ، برنج هم حاوی کلسیم هستند. در واقع 300 گرم پنیر مانند پنیر چدار به اندازه 1600 گرم شیر کلسیم دارد.
از مکملها استفاده کنید
استفاده از مکملهای مخصوص نیز راهی دیگر برای رساندن کلسیم کافی به بچههای بهانهگیری است که از مصرف شیر طفره میروند. یک مکمل میتواند به یک فنجان آبمیوه تا ۵۰۰ میلیگرم کلسیم بیفزاید. البته قبل از استفاده، حتما به طور دقیق راهنمای روی بسته مکمل را بخوانید. توجه داشته باشید میزان کلسیم مورد نیاز روزانه برای افراد به سن آنها وابسته است و در صورت دریافت کلسیم اضافه، بدن افراد آن را دفع میکند. به هر حال هیچکس کتمان نمیکند که یک لیوان آب پرتقال جذابیت بیشتری نسبت به یک لیوان شیر دارد.
البته یک لیوان آب پرتقال تازه به خودی خود حدود ۵۰ میلیگرم کلسیم دارد. اگر هنوز مطمئن نیستید فرزندتان به اندازه کافی کلسیم دریافت میکند شاید نیاز باشد از مکمل کلسیم برای او استفاده کنید. البته باید بدانید قبل از هر چیز با پزشک کودکتان مشورت کنید تا هم میزان مورد نیاز و هم لزوم استفاده از آن را برایتان مشخص کند.
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
کودکان امروز به خاطر برخوردار بودن از حداکثر مواهب زندگی، رفته رفته به انسان هایی لوس، نازپرورده و از خودراضی تبدیل می شوند. به نظر برخی از روانشناسان، این روزها، شمار کودکان ثروتمند و در عین حال تهی دست، رو به فزونی نهاده است. این گونه کودکان هیچ چهره اجتماعی مثبتی ندارند و از کمبود ارتباط با دیگر همسن و سالان خود رنج می برند. در حال حاضر، والدین و دست اندرکاران امور تعلیم و تربیت، در اندیشة یافتن راه حل هایی برای جلوگیری از افتادن کودکان به دام نازپروردگی هستند.
این روزها دیدن صحنه هایی از قبیل بستن بند کفش پسری ده، دوازده ساله توسط مادر پنجاه ساله اش پدیده ای نادر نیست. این مادران به گونه ای عمل می کنند که گویا کنیز فرزندان خود هستند، آن هم برای همیشه. آنچه در ابتدا پدران و مادران را تا این حد در خدمت فرزندانشان قرار می دهد، چیزی نیست جز شیرینی ذاتی بچه ها؛ امّا خیلی زود، والدین به این امر پی می برند که بچه های آنها به انسان هایی بی دست و پا تبدیل شده اند، زیرا تاکنون همة کارها را پدر و مادر برای آنها انجام داده اند.
خانم پترا زگر که گزارش مستندی دربارة مشکلات تربیتی و فرهنگی کودکان تهیه کرده است، خود شاهد بوده است که چگونه یک پسر شیرین چهار ساله، در یک لحظه از یک فرشته به یک پسرک شرور تبدیل شد. ماتیاس کوچولو در یک چشم به هم زدن، پای مادرش را با تمام قدرت گاز گرفت، امّا آنچه موجب نگرانی خانم زگر شد، گاز گرفتن ماتیاس نبود، بلکه واکنش مادر او بود. مادر ماتیاس کوچولو به جای عصبانی شدن به گونه ای پسرش را نگاه می کرد که گویی با چشمانش او را تحسین می کند و پیش خودش می گوید: «کوچولوی مامان، تو یک پسر خشن شده ای»! خانم زگر از خود می پرسد اگر این کوچولو بزرگ شود، آیا انتظار ندارد در مقابل خشونت، با تمجید دیگران روبرو شود؟ زیرا پس از گذشت دوران کودکی، نازپروردگی پیامدهای ناهنجار خود را نمایان می سازد. به عنوان مثال یک پسر نوزده ساله که در دوران کودکان خود در ناز و نعمت به سر برده است، چنانچه با شرایط بد اقتصادی روبرو شود، قادر نخواهد بود در مقابل آن ایستادگی کند و از این روست که موارد بی شماری را می بینیم که حتی از پذیرفتن شغل نیز سر باز می زنند.
هیچ کس، با کسانی که به بیماری نازپروردگی و عادت به آن در بزرگسالی روبرو هستند، احساس همدردی نمی کند، بلکه چنین افرادی تنها موجبات خنده دیگران را فراهم می آورند. یکی از خوانندگان معروف، حتی به هنگام شستشوی اتومبیل، دختر سه ساله اش را به کار می گیرد. زیرا او به این امر پی برده است که چه خطراتی در خانواده های متمول در کمین کودکان است. از این رو او می خواهد دخترش را با گوشه هایی از زندگی واقعی آشنا سازد.
همچنین همسر یکی از غول های معروف رسانه ای جهان که یک پزشک است و مدتی در هر سال در یک ایستگاه پزشکی در شهر کلکته به ارائة خدمات بهداشتی و پزشکی به تهی دستان می پردازد، کودکانش را به همراه خود می برد. او می گوید: «من باید به فرزندان خود نشان دهم که ما باید گاهی اوقات، انتظارات خود را محدود کنیم».
البته این کار بسیار ساده ای است که نازپروردگی را تنها مشکل خانواده های ثروتمند و سرشناس قلمداد کرده و از دست کودکان نازپرورده که قادر نیستند خود را با شرایط اجتماعی در میان همسالان خود، وفق دهند، عصبانی شویم، ولی این چارة مشکل نیست.
در ساعات آرام شبانگاهی، هنگامی که کودکان بزرگ و کوچک در بستر خفته اند، هیچ چیز در نظر والدین بدیهی تر از این نیست که باید برای فرزندان خود حد و مرزی قائل شده و در عین حال به آنها توجه نمایند و همچنین آنها را با واقعیات زندگی آشنا سازند، امّا واقعیت به گونه ای دیگر است. ترویج دهندگان مد، تلویزیون و صنایع اسباب بازی سازی، همواره به دنبال جذب مشتریان کوچولوی خود هستند. این کار آن قدر زود هنگام صورت می گیرد که هیچ کس قادر نیست پیش از آن فرزندانش را آماده سازد.
چاره چیست، هنگامی که انواع گوناگون اسباب بازی ها، برنامه های تلویزیونی و برنامه های تفریحی با اوّلین زبان جهانی دوران کودکیـ یعنی همان اصطلاحات شناخته شده در میان کودکان نظیر اه یا اوه ـ فرزندان کوچولوی ما را در مقابل صفحه های تلویزیون میخکوب می کنند؟
آلبرت وونش کارشناس امور تربیتی و مدیر اداره جوانان کاتولیک در شهر نویس، اخیراً کتابی تحت عنوان «دام های نازپروردگی» به رشته تحریر درآورده است. به اعتقاد نویسنده، والدین و کودکان با هم، در این دام گرفتار می آیند. رفاه اجتماعی، پیشرفت سریع تکنولوژی های جدید و فرهنگ کودک پرستی، همه و همه از جمله عواملی است که موجبات نگرانی والدین را فراهم کرده است. عده بسیاری از دست اندرکاران تعلیم و تربیت خود را در برخورد با مشکلات کنونی در ارتباط با تربیت نسل جدید ناتوان می بینند. آنها این احساس را دارند که همواره مرتکب اشتباه می شوند، حتی اگر درست ترین کار را در راستای تربیت کودکان انجام دهند.
دو عامل فشار ناشی از مصرف گرایی و تروریسم بازار، بیش از هر چیز دیگری والدین و کودکان را تحت فشار قرار داده است. میشاییل گرونر و فولکار مالیتسکی، دو روان شناس هامبورگی، بر این اعتقاد هستند که امروزه اجبار به همرنگ شدن با جامعه از هر زمان دیگری بیشتر است. بنابراین کودکان و نوجوانان می بینند اگر تلفن همراه مناسبی نداشته باشند یا لباس هایشان برازنده نباشد، ممکن است از سوی همسالان خود طرد شوند. برای همین است که آنها پدران و مادران خود را تحت فشار قرار می دهند تا تمام امکانات لازم برای حضور در جامعه امروزی را برایشان فراهم آورند.
براساس تحقیقات و نظرسنجی هایی که در آلمان صورت گرفته است، روز به روز بر تمایل کودکان و نوجوانان به مصرف هر چه بیشتر افزوده می شود. به طوری که 56 درصد از سؤال شوندگان اظهار داشته اند که از خرید لذت می برند و به راحتی پول خرج می کنند. در سال جاری، مجموع پول توجیبی بچه های شش تا چهارده سال آلمانی بالغ بر 5/2 میلیارد مارک بوده است.
این در حالی است که کودکان امروزی در مقایسه با قبل، خیلی بیشتر از مظاهر تکنولوژی های جدید و پیشرفت های رایانه ای استفاده می کنند. از حدود 3/7 میلیون نوجوان چهارده تا هفده ساله آلمانی 62 درصد دارای یک دستگاه تلویزیون، بیش از نیمی از آنها یک دستگاه «های فای» و بیش از یک سوم آنها ضبط و پخش ویدیویی دارند. یک پنجم از نوجوانان ده تا سیزده ساله آلمانی دارای رایانه شخصی هستند. کودکانی که از چنین امکاناتی برخوردار هستند، بیش از دیگران در خطر گرفتار شدن در دام «نازپروردگی» قرار دارند. ظاهراً والدین نمی دانند که با این کارها چه آیندة خطرناکی برای فرزندان خود رقم می زنند. آنها تصور می کنند که باید تمام امکانات مورد نیاز کوچولوهایشان را فراهم کنند و به جنبه های دیگر قضیه کاری ندارند.
آقای گرونر می گوید: کودکانی که از تمام مواهب زندگی برخودار بوده اند، از نظر روانی شخصیت تکامل یافته ای ندارند و قادر به غلبه بر مشکلات در آینده نخواهند بود. برخی از کودکان و نوجوانان نیز به سبب آنکه مدت زیادی از وقت خود را پای رایانه های خود سپری می کنند، از نظر رفتاری، شخصیت ناقصی دارند. در واقع، به زحمت می توان تفاوت میان نازپروردن کودکان با تأمین نیازهای واقعی آنها را درک کرد. در این شرایط، کودکان و نوجوانان به دنبال داشتن امکاناتی خاص برای حفظ ظاهر در جامعه هستند.
به گفته روان شناسان سطحی نگری و نگاه به ظاهر افراد، به فرهنگی فراگیر در میان نوجوانان تبدیل شده است. جامعة ما دیگر جامعه ای نیست که در آن مهارت ها و لیاقت افراد در درجه اوّل اهمیت قرار داشته باشد، بلکه آنچه مهم تر می نماید، ظاهر افراد است. بی دلیل نیست که تفاوت های عمده ای را در آرزوهای نوجوانان در مورد شغل آینده در مقایسه با نسل های قبلی شاهد هستیم. امروزه بسیاری از کودکان و نوجوانان مایلند که در آینده، صاحب آژانس مد یا مجری تلویزیون باشند. همچنین بسیاری از دختران جوان دوست دارند، روزی به عنوان مدل در صحنه حاضر شوند. چنین مشاغلی چندان نیازمند توانایی ذهنی و کار فکری نیستند و در عوض از طریق پرداختن به آنها می توان پول قابل توجهی به دست آورد و علاوه بر این، در تلویزیون نیز ظاهر شد. دستیابی به موفقیت های بزرگ در کوتاه مدت و بدون تحمل کمترین زحمتی، به ایده آل بسیاری از نوجوانان تبدیل شده است. اگر می توان از طریق شرکت در یک برنامه تلویزیونی در کوتاه ترین زمان ممکن به محبوبیت رسید، پس چرا باید به خود زحمت بدهیم؟
چرا باید در اندیشة بالا بردن توانایی ها و مهارت های شغلی خود باشیم، در حالی که این روزها در مسابقه های تلویزیونی در قبال پاسخ دادن به چند سؤال پیش پا افتاده، حدود 250 هزار مارک جایزه می دهند؟ حتی در برخی موارد جایزه های چنین مسابقاتی به چندین میلیون مارک بالغ می شود. ارائة چنین دیدگاهی از سوی تلویزیون، موجب می شود که انگیزه برای تلاش و کوشش در میان نوجوانان از بین برود.
بسیاری از کارشناسان، آیندة تاریکی را پیش بینی می کنند. دیان ارنزافت روان شناس کودک از ایالات متحده می گوید: «کودکان امروزی همه چیز به دست می آورند، امّا آنچه که واقعاً بدان نیاز دارند، به آنها داده نمی شود».
سبک تربیتی در یک «جامعه تازه به دوران رسیده»، براساس اصل تأمین زودهنگام تمام نیازهای مادی و مصرفی کودکان و نوجوانان استوار است. خانواده های تازه به دوران رسیده در این زمینه با هم مسابقه می دهند. این در حالی است که به اعتقاد کارشناس امور تربیتی، کودکان آرزوهای محافظه کارانه تری دارند. آنها در طی تعطیلات، نیاز چندانی به گردش یا رفتن به مسافرت های پرخرج ندارند، بلکه آنها به نور خورشید، ماسه و سواحل زیبا نیاز دارند و چه بهتر که همواره آنها را به همان مکان قبلی ببریم. زیرا بدین ترتیب کودکان ما می توانند محل را به خوبی شناخته و دوستان قبلی خود را ببینند.
یک روان شناس کودک معتقد است که این روزها شمار کودکان ثروتمند و در عین حال تهی دست رو به فزونی نهاده است. به اعتقاد این روان شناس، این گونه کودکان هیچ چهره اجتماعی مثبتی ندارند و از کمبود ارتباط با دیگر هم سن و سالان خود رنج می برند؛ آنها همواره ناراضی هستند. آقای گرونر روان شناس آلمانی می گوید: «رفته رفته بر شمار پدران و مادرانی که قادرند تمام نیازهای مادی کودکان خود را برآورده کنند، افزوده می شود و این عامل موجب می شود که روند نازپروردگی کودکان تشدید شود. در نتیجه تربیت نسل جدید مسیر تازه ای یافته است و آن هم در جهت تأمین تمام نیازهای رنگارنگ کوچولوهاست».
پدر و مادرانی که صرفاً در جهت تأمین نیازهای مادی کودکان خود می کوشند، حتی به هنگام روبرو شدن با مسائل و نیازهای غیرمادی نیز براساس یک شعار بسیار ساده عمل می کنند: به اعتقاد آنها «فراوانی، فراوانی می آورد». آنها این اصل را در عرصة مسائل فرهنگی و عاطفی نیز به کار می برند. فرستادن کودکان به کلاس های آموزشی متعدد ورزشی، فرهنگی، علمی و... از جمله عادات پدران و مادرانی است که برای موفقیت کودکان خود اهمیت بیشتری قائل می شوند.
الکساندر سازلند نایل، کارشناس اسکاتلندی تعلیم و تربیت در یکی از کتاب های خود توصیه بسیار ساده ای را برای روبرو شدن با کودکان ارائه می کند. او می گوید باید کودکان را دوست داشت، آنها را پذیرفت و جدی گرفت. هرگز نباید آنها را تنبیه کرد و باید زمینة رشد شخصیتی آنها را فراهم کرد. اگر با کودکان چنین برخورد کنیم، خود آنها اصول اساسی مورد نیاز برای یک هم زیستی هماهنگ و به دور از تشنج را فرا خواهند گرفت. آقای نایل این فرایند را «خود قانونمند کردن» می خواند، امّا متأسفانه شخصیتی که بدین ترتیب شکل می گیرد، معمولاً با انتظارات والدین و متصدیان تعلیم و تربیت هم خوانی ندارد.
یکی از دستاوردهای نسل انقلابی دهه1960، ارائة شیوه های جدیدی در تعلیم و تربیت بود. در آن سال ها بحث دربارة شیوه های تربیت کودکان به بحثی علنی و بسیار مطرح تبدیل شده بود. در حالی که امروزه اغلب والدین ترجیح می دهند نحوة تربیت کوچولوهای خود را به عنوان مسئله ای شخصی تلقی کنند. آقای گرونر می گوید، هر چند برخی از والدین در زمینه تعلیم و تربیت کودکان خود فعال هستند، ولی عدة بسیاری از آنها حتی به خود این زحمت را نمی دهند که اطلاعات لازم را در این زمینه از منابع گوناگون جمع آوری کرده و با دیگران، به تبادل اطلاعات و تجربیات بپردازند.
برخی از والدین مغرور هیچ کاری ندارند، جز اینکه تمام حواس خود را متوجه فرزندان عزیزشان بکنند. آنها هیچ خواسته مشخصی از کودکان خود ندارند و صرفاً به تمجید از آنها می پردازند و آنها را انسان هایی منحصر به فرد تلقی می کنند. چنین کودکانی در مدرسه و کوچه و خیابان، به محض روبرو شدن با کوچک ترین مشکلی، فوراً به سراغ معلمان یا پدر و مادر خود می روند و نزد آنها شکایت می کنند. والدین آنها نیز مدام به مدرسه می روند تا نسبت به نحوة رفتار با کودکان دلبندشان توسط سایر دانش آموزان اعتراض کنند.
پدیدة نازپروردگی در این مورد به حمایت بیش از حد از کودکان مربوط می شود. آقای گرونر بر این باور است که بروز درگیری و دعوا میان دانش آموزان در راه مدرسه یا خانه، امری عادی است و نباید موجب نگرانی والدین شود. این روزها شاهد پدیده ای عادی در اغلب مناطق شهری هستیم و آن اینکه بسیاری از والدین با اتومبیل شخصی، کودکانشان را به مدرسه می برند و در پایان روز نیز آنها را با اتومبیل به خانه بازمی گردانند. این کار مثل آن است که بخواهیم از روبرو شدن فرزندانمان با جهان واقعی جلوگیری کنیم. در اغلب موارد، این سرویس رفت و برگشت برای دانش آموزان بزرگ تر نیز وجود دارد و بدین ترتیب رشد توانایی های اجتماعی در میان نوجوانان محدود می شود. دانش آموزانی که در منزل با پدیدة نازپروردگی روبرو هستند، در مدرسه نیز به قوانین و مقررات تن نمی دهند؛ زیرا آنها هر خواسته ای را به منزلة نوعی فشار غیرعادی و ستم در حق خود می پندارند؛ چون در خانه از آنان هیچ چیز نمی خواهند. حتی در برخی موارد مشاهده می شود که چنین دانش آموزانی، هم کلاسی های زرنگ خود را تحت فشار قرار می دهند. در واقع، انگیزه آنها از دست یازیدن به چنین کاری به قرار زیر است: «تو با این کارها سطح انتظارات را بالا می بری، در این شرایط ما بیشتر از پیش، از جانب معلم تحت فشار قرار می گیریم. اگر جلوی خودت را نگیری با مشکل روبرو خواهی شد».
یکی دیگر از عواملی که موجب شده است در جامعه امروز توجه فراوانی به کودکان مبذول شود، کاسته شدن از میزان زاد و ولد است. اکنون دیگر کودکان ، کالایی طلایی هستند؛ در حالی که در گذشته خانواده ها معمولاً فرزندان متعددی داشتند. به طوری که حتی در برخی موارد، کودکان در مقابل والدین با هم متحد می شدند. ولی امروزه اغلب خانواده ها یک بچه بیشتر ندارند. در چنین شرایطی، همه چیز حول محور کوچولوی عزیز دور می زند.
یکی دیگر از تمایلاتی که این روزها در خانواده های متمول رو به فزونی دارد، صاحب فرزند شدن در سنین بالاست. در چنین شرایطی، کودکان بسیار بیشتر مورد توجه قرار می گیرند. زیرا در این میان، تمام رؤیاهای پدر و مادر، تنها این کودکان هستند که به واقعیت پیوسته اند. در چنین خانواده هایی، روابط میان والدین و فرزندان روابطی کنترل شده است. والدین اهمیت فراوانی برای مشکلات و مسائل فرزندان خود در مدرسه قائل هستند و به اصطلاح، یک آن آنها را به حال خود رها نمی کنند. علاوه بر عوامل اجتماعی و طبقه اجتماعی والدین، یک عامل بسیار مهم در نازپروردگی کودکان تأثیر مستقیم دارد و آن نوع رابطه میان پدر و مادر است. در خانواده هایی که پدر و مادر روابط پرتشنجی دارند، به زحمت می توان با پدیدة نازپروردگی کودکان مقابله کرد. پدر و مادری که از هم جدا شده اند، برای فراموش کردن گذشته پر رنج خود، توجه بیشتری به کودکان مبذول می دارند و گاه و بی گاه آنها را مورد لطف قرار می دهند! در حالی که در چنین مواردی کودکان اصولاً نیازهای متفاوتی دارند و اغلب آنها تحت تأثیر پیامدهای منفی بر هم ریختن محیط خانوادگی هستند.
در هر حال، صرف نظر از وضعیت خانوادگی پدر و مادر، آنچه بیشتر موجبات نگرانی کارشناسان را فراهم کرده است، نوعی رابطه میان کودکان و والدین است که روز به روز مشکل سازتر از پیش می شود. اصولاً والدین بسیار بیشتر از گذشته در زندگی خصوصی کودکان خود دخالت می کنند.
چنین کودکانی ، هیچ گاه نمی توانند به تنهایی با مشکلات خود روبرو شده و به حل و فصل آنها بپردازند. این حمایت بیش از حد از کودکان در نهایت ممکن است موجب گوشه گیری آنها شده یا اعتماد به نفس را از ایشان سلب کند. همچنین عصبانیت و پرخاشگری از جمله واکنش های احتمالی کودکان در قبال این رویکرد والدین محسوب می شود. بی سبب نیست که رفته رفته بر شمار بزهکاران جوان و نوجوان افزوده می شود. تنها در جمهوری فدرال آلمان شمار بزهکاران زیر چهارده سال از سال 1993 تا 1998 حدود یکصد و پنجاه هزار نفر افزایش را نشان می دهد.
آقای اولیور زینر کارخانه دار معروف و جوان آلمانی که هم اکنون بیش از 160 کارمند دارد، می گوید: «این جامعه است که کودکان را تربیت می کند، نه پدر و مادر». منظور او از این سخن، تجربیاتی است که دربارة نابسامانی های اجتماعی در طیّ سال ها فعالیت به عنوان مشاور در زمینه مواد مخدر کسب کرده است. او با کمک این تجربیات توانسته در سن سی و یک سالگی به مدیر و کارخانه داری موفق تبدیل شود. برخی دیگر از کارشناسان روان شناسی نیز بر این عقیده هستند که نمی توان فرد را برای تبدیل شدن به یک کارخانه دار تربیت کرد؛ بلکه باید خود او با استفاده از موقعیت های پیش آمده، راه موفقیت را بیابد. یکی از پیشتازان عصر اینترنت در آلمان که بیست و هفت سال بیشتر ندارد، می گوید لازمه دستیابی به موفقیت، داشتن برخی ویژگی های ژنتیک است.
هر دو مدیر موفق مزبور در یک ویژگی با هم اشتراک دارند و آن اینکه هر دوی آنها تحت شرایط نسبتاً سختی تربیت شده اند و به هیچ رو در دوران کودکینازپرورده نبودند. توجه به چنین سرگذشت هایی که در نهایت، موجبات موفقیت فرد را فراهم آورده است، باعث می شود که به خروج از دام نازپروردگی در میان جوانان و نوجوانان امیدوار شویم. البته نباید تصور کرد که بازگشت به شیوه های خشن تربیتی چاره ساز است و لزوماً به موفقیت منتهی می شود، بلکه بهتر آن است که با درک واقعی کودکان با احتیاط بیشتری با آنها برخورد کنیم، به گونه ای که شخصیت آنها در فضایی مناسب شکل گرفته و راه مقابله با مشکلات موجود در زندگی را به آنها بیاموزیم.
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
افرادی که کمبود وزن دارند ضعیف تر هستند و ممکن است به بیماری های مختلفی دچار شوند در حالی که با کمی غذا خوردن می توانند به وزن دلخواهشان برسند. در این مطلب بهترین موادی که برای چاق شدن می توانید مصرف کنید را معرفی می کنیم.
** گردو: گردو یکی از آجیل هایی است که به شما کمک می کند تا خیلی سریع و طبیعی چاق شوید. میزان امگا۳ در این ماده بسیار زیاد است و از بیماری های مختلف در بدن شما جلوگیری می کند.
* شیر پرچرب: شیر به تنهایی می تواند بسیاری از بیماری های بدن را از بین برد ولی بسیاری از پزشکان نوع کم چرب آن را توصیه می کنند شیرپرچرب تمام خواص شیر را دارد و گزینه مناسبی برای افرادی است که می خواهند چاق شوند.
نارگیل: نارگیل یکی از بهترین میوه هایی است که می توانید از آن استفاده کنید. آب نارگیل دارای مواد مغذی بی شماری است و کالری بالایی دارد که می تواند به شما در ازایش وزن کمک کند
* موز: موز میوه ای که می تواند به عنوان یک کربوهیدارات سالم از آن نام برد یکی دیگر از مواد خوب برای چاق شدن است. موز همچنین می تواند انرژی روزانه شما را نیز تامین کند.
دانه های مغذی: از جمله دانه های مغذی می توانیم به تخم کتان، دانه هندوانه، شاه دانه و کنجد اشاره کنیم که هر کدام آن ها دارای اسیدهای چرب مفید برای بدن هستند و به شما در چاق شدن کمک به سزایی می کنند.
بادام: بادام یکی از تنقلات سالم که می توانید روزانه از آن استفاده کنید. سرشار از ویتامین های مختلف و همچنین مبارز بیماری های عصبی است. بادام نیز می تواند به افراد لاغر کمک به سزای بکند.
روغن زیتون: هیچ پزشکی را پیدا نخواهید کرد که روغن زیتون را توصیه نکند. این روغن نه تنها به شما در چاق شدن کمک می کند بلکه از بیماری هیا قلب و عروقی نیز پیشگری می کند.
سیب زمینی: منبعی عظیم از کربوهیدارات ها و همچنین مملو از مواد مغذی که البته همیشه به عنوان یک ماده چاق کننده از آن نام برده می شود.
لوبیا: لوبیا مملو از پروتئین است و با کالری زیادی که دارد می تواند انرژی شما را برای کارهای سخت تامین کند و همچنین به شما در چاق شدن نیز کمک به سزایی می کند.
موجودات دریایی: ماهی های آزاد و تن و همچنین میگو از جمله مواد دیگری هستند که دارای مواد مغذی مختلف مانند امگا۳ هستند. این مواد همچنین به شما در داشتن بدنی سالم و چاق نیز کمک می کنند.
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
این نوشته به مادر و پدر هایی تقدیم می شود که دوست دارند جشن تولد کودکشان، به یاد ماندنی و منحصر به فرد باشد.
۱- کارت دعوت را خودتان درست کنید و برای اختصاصی تر کردن کارت دعوت جشن تولد کوچولوتون،می توانید عکس کودک را روی آن بچسبانید و یا اثر انگشت یا نقش دست یا پای کودک را روی آن بیندازید. مطمئن باشید خیلی از مهمانان این کارت را مدتها به عنوان یادگاری نگه می دارند.
برای دیدن روش درست کردن کارتهای دعوت زیبا کلیک کنید.
۲- برای بچه هایی که در جشن تولد شرکت می کنند هدایای کوچکی تهیه کنید و به زیبایی کادوپیچ کنید تا موقع رفتن با خود به منزل ببرند.یک هدیه کوچک مانند کتاب ، لوازم التحریری فانتزی مثل مدادتراش یا پاک کن های تزیینی ، جوراب ، توپ ، جاکلیدی ، عروسک پولیشی ، سی دی آهنگ یا بازی کامپیوتری و ….
۳- یک دفترچه خاطرات برای نوشتن یادگاری توسط مهمانان برای کوچولوتون تهیه کنید و روز تولد به کسانی که دوست دارید بدهید تا جملاتی را برای یادگاری در آن بنویسند.
۴ – برای بزرگ تر ها می توانید عکس فرزندتان را به عنوان یادگاری، هدیه بدهید. بستگانی مانند مادر بزرگ و پدر بزرگها از این کار خوشحال خواهند شد. یک ایده خوب چاپ عکس کودک روی آهن ربا یا لیوان است.
۵- برای سرگرم کردن کودکان در مدت تولد برنامه ریزی کنید. مثل برگه رنگامیزی ،ماز، صندلی بازی ، پانتومیم، اسم فامیل ، مار و پله و…
می توانید برگه های رنگامیزی و … را ازسایت ما دانلود کنید و از قبل پرینت کنید و به بچه هایی که بهتر و زودتر کار کنند جایزه بدهید.
۶- اگر دوست دارید به فرزندتان لباس بالماسکه ( ازشخصیت های کارتونی و …) بپوشانید.
۷- برای ست پذیرایی ( لیوان یک بار مصرف – دستمال – بشقاب و … ) از طرح مورد علاقه کودک استفاده کنید.
نکته : لیوان زیاد بخرید( برای هر بچه حداقل ۳ تا!)، چون بچه ها در تولد جنب و جوش دارند و تشنه می شوند!
۸- می توانید یک طرح برای جشن تولد انتخاب کنید و ست پذیرایی ، لباس کودک و کیک جشن تولد را همه از یک طرح و هماهنگ انتخاب کنید. ( مثلا طرحهای کارتونی مانند بن تن برای پسر بچه ها یا طرح علامت ماه یا سال تولد) در تصاویر زیر تولد باطرح پوه را مشاهده می کنید:
۹- در صورتیکه بودجه در نظر گرفته شده برای تولد، کافی باشد می توانید از کسانی که در جشن ها نوازندگی می کنند ( عمو) دعوت کنید تا بازی های دسته جمعی را نیزبرای بچه ها ترتیب بدهد.
۱۰- پیشنهاد می شود که بعد از تولد، برای همسایه ها که سر و صدای بچه ها را تحمل کردند، کیک تولد را ببرید و از بردباریشان تشکر کنید.
۱۱- به خاطر خودتان قبل از تولد فرشها را جمع یا پشت و رو کنید، شکستنی ها و دکوری ها را جمع کنید، فضای بازی را برای جنب و جوش بچه ها در نظر بگیرید و پارچ های آب خنک را برای بچه ها پرکنید!
۱۲- آماده کردن دوربین فیلم برداری و عکاسی هم فراموش نشود. می توانید یکی از نزدیکان را مسئول این کار کنید.
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
امروزه شرایط محیط اجتماعی و اطرافمان به طوریست که شرایط به وجود آمدن انحراف جنسی در کودکان بسیار زیاد است. وجود این محرک ها باعث تسریع در بلوغ زودرس و همچنین انحرافات و آموزش های غلط در کودکان می شود. اما به عنوان والد فرزندانمان ما باید چه عکس العملی نشان دهیم ؟ چگونه از انحراف کودکمان جلوگیری کنیم؟
محرکهای پیرامونی میتواند در قالب اشتیاق به تماشای فیلمهای عاشقانه ماهوارهای، عادات نامناسب، پنهانی گوش کردن به گفتگوهای جنسی و کنجکاوی در دیدن روابط والدین، یادگیری شوخیهای غیراخلاقی و تکه کلامهای نامناسب از بزرگترها و اصرار در هم اتاق شدن با پدر و مادر ظاهر شود و گاهی نیز میتواند کودک را ناسازگار، پرخاشگر، عصیانگر یا ناآرام کند. این رفتارهای خارج از کنترل معمولا از کودکستان تا دبستان شایعتر بوده و امروزه یکی از دغدغههای اصلی والدین است.
در این میان خانوادههایی هم هستند که چون تربیت کودکشان تحت کنترل و بر اساس ضوابط و موازین اخلاقی تربیت شده است، نگران آنند که وقتی فرزندشان را به مهد یا مدرسه میفرستند با چه کودکانی همصحبت میشود و حرفهایشان در چه قالبی است و این گفتگوها تا چه حد میتواند بر اعمال و خلقیات کودک تاثیر سوء گذارد.
حال پرسش اینجاست کودکانی که قسمت اعظم گفتگوهایشان در مورد مسایل جنسی، شرح فیلمهای عاشقانه و شوخیها و اعمال تحریک آمیزغیراخلاقی است، آیا دچار نوعی ناهنجاری یا انحراف جنسیاند یا شیوه تربیت غلطی داشتهاند یا این کنجکاویها در رده سنی آنان امری عادی محسوب میشود؟
کودکان را دریابید
حجت الاسلام نصیر عابدینی روانشناس بالینی در این باره میگوید: از دیدگاه دینی و روانشناسی کودک تا قبل از سن تکلیف نه دچار گناه میشود و نه منحرف جنسی نامیده میشود. چرا که هنوز نظام شاخلاقی کودک شکل نگرفته و ناهنجاری اخلاقی و دینی در او معنایی ندارد، ولی میتوان گفت کودک دچار نوعی ناهنجاری رفتاری شده و نیاز به مشاوره یا حتی روان درمانی دارد. او با اشاره به اینکه شیوه تربیتی غلط والدین یکی از ملاکهای ایجاد این نوع مشکلات در کودک است، میگوید، محیط غیر تربیتی اجتماع نیز میتواند از عوامل اصلی تشدید این نوع تحریکات باشد.
عابدینی با اشاره به اینکه کنجکاویهای جنسی پسر و دختر از سنین ۲ یا ۳ سالگی شروع میشود و صد در صد طبیعی است میافزاید، کودکان از سنین ۳ تا ۷ سالگی کنجکاوند تا تمام قسمتهای بدن خود را لمس و شناسایی کنند و یکی از این قسمتها نواحی تناسلی است و به دلیل انکه متوجه تفاوتهایی در آناتومی دو جنس میشوند به دنبال جواب بوده و مشتاق مشاهده قسمتهای مختلف بدن خود، والدین، همسالان یا احتمالا بازیگران و ورزشکاران فیلمهای غیر اخلاقی هستند. از طرفی به سبب آنکه در کودکان از این سنین به بعد به مرور هورمونهای جنسی ترشح میشود، تمایلات آنان بیشتر شده و اگر تحت کنترل و توجه والدین نباشند یا در محیط نامناسب پرورش یابند عادات نامناسب جنسی و خلقیات ناشایست در کودک بروز خواهد کرد.
به گفته این روانشناس دخترها از ۵ سالگی تا اواخر دوران دبستان (۱۲ تا ۱۳ سالگی) تمایلات غریزی مادری و عاطفی در آنها شکل میگیرد و به دلیل آنکه زودتر از پسرها بالغ میشوند اظهار عشق و علاقه و دلبستگی آنها به جنس مخالف با تشدید محرکهای محیطی به اوج خود میرسد و حتی احتمال گرایش و وابستگیهای شدید عاطفی به جنس موافق و بحث و گفتگوهای عاطفی در این باب در آنها زیاد میشود. در پسرها نیز از ۳ تا ۷ سالگی بخصوص در سنین ۵ تا ۶ سالگی به بعد به دلیل بروز تغییرات فیزیکی در بدنشان به طور ناخواسته لذتهای جنسی را تجربه کرده و این امر نیز در اثر تحریکات محیطی شدت میگیرد.
به گفته عابدینی، روابط آزادانه در ارتباطات خانوادگی، بازیها و تصاویر انیمیشنی غیر اخلاقی، برنامههای محرک ماهوارهای، بلوتوثهای ناشایست دریافتی و مشاهده روابط بیقید و شرط دختر و پسر از مهمترین محرکهای محیطی محسوب میشود. عابدینی با تاکید به اینکه اضطراب در کودکان دبستانی نیز میتواند یکی از عوامل توجه آنها به مسایل، عادات یا گفتگوهای جنسی باشد میگوید، کودک پرتنش همیشه در پی راهی است که بتواند اضطراب خود را با آن تخلیه یا پایین آورد. به گفته این روانشناس اضطراب در اثر خلاء عاطفی، تنشهای روحی و روابط نابسامان والدین یا عدم حضور پدر و مادر به دلیل مشغلههای کاری در کودک ایجاد میشود و میتواند پیش زمینه ناهنجاری جنسی یا حتی بلوغ زودرس شده و در دخترها به سبب تمایلات عاطفی در مقایسه با پسرها قوت و شدت بیشتری دارد.
جاذبه پدر و مادر کودک را میرباید
با توجه به اینکه جاذبه و کشش شنیدن و فهمیدن مسایل جنسی آن هم برای کودک کنجکاو، خود عاملی برای ترغیب او به سمت و سوی گویندگان این نوع مسایل و الگوگیری از آنان است، رابطه غنی عاطفی پدر و مادر با کودک میتواند سبب دلبستگی و گرایش فرزند به والدین شود. این را عابدینی میگوید و اضافه میکند، اگر چه روابط خارج از خانه فراتر از کنترل والدین است، اما هر چه پدر و مادر با نرمش و ملایمت نیازهای عاطفی و روانی کودک را تامین کنند و خلقیات آنان جذابتر و پرکششتر از همسالان کودک باشد، فرزند به جای تقلید از همسالان یا همکلاسیها، پدر و مادر را الگوی خود قرار داده و موفقتر و فرمانبردارتر خواهد بود.
وی خاطر نشان میکند والدین باید با فرزندان همچون دوستانی صمیمی رفتار کرده و آنها را در تفریحات سالم همراهی کنند، با آنها ورزش و بازی کنند، به کوه، سینما و پارک روند، به کودک اجازه مصاحبه تلفنی با دوستان دهند و آنها را در دیدار با دوستان یا شرکت در جشن تولدهای غیرآسیب زای همسالان همراهی کنند و به کودک فرصت دهند تا مسایل و موضوعات مدرسه یا مهد را برایشان تعریف کند. عابدینی با اشاره به اینکه کودک در دوره مهد و دبستان قابلیت درک و فهم نصیحت را دارد، میگوید بهتر است در یک جمله تا ۱۰ کلمه (در حد حوصله کودک ) توصیه یا خواسته خود را به کودک انتقال دهید.
او اظهار میکند قصه درمانی و بازی درمانی از جمله روشهایی است که میتوان کودک را در حد فهم و درکش تا حدودی از انجام یا تقلید رفتارهای نادرست و به کار بردن تکه کلامهای غیر اخلاقی برحذر داشت گاهی نیز میتوان به کودک سئوال و جواب آموخت که در مواجهه با رفتار یا گفتههای غیر اخلاقی و نامناسب همسالان، آمادگی مقابله و نه گفتن داشته باشد و به نوعی حاضر جواب شود و بداند که در مقابل چه گفتهای چه پاسخی دهد. به گفته عابدینی رفتار بد، خشونت آمیز و بیاعتنایی به موازین اخلاقی خیلی زود در سیمای روحی کودک ظاهر میشود و تصورات و تمایلات متعددی را در او تقویت میکند.
وقتی کودک به مسایل جنسی پی میبرد
اما اگر کودک متوجه برخی روابط، اعمال و گفتههای جنسی شد و یا از تکه کلامهای نادرست و غیر اخلاقی یا شوخیهای جنسی استفاده کرد واکنش پدر و مادر چگونه باید باشد؟
عابدینی با اشاره به آنکه نباید به بیداری جنسی کودک بیاعتنایی کرد و از طرفی نباید در برابر آن عکس العمل شدید نشان داد و با تهدید دایما او را سرزنش کرد، میگوید والدین باید سطح دانستههای کودک را با چند سوال و جواب ساده مورد سنجش قرار داده و بر اساس میزان اطلاعات او و نه بیشتر افکار او را مدیریت کرده و پاسخ روشنی به او دهند و از دروغ و کتمان موضوع و محدود کردن بیقید و شرط کودک در دانستن پارهای مسایل جنسی غیرآسیب زا اجتناب کنند، چرا که محدودیت بیش از حد، سبب کنجکاوی و تحریک بیشتر کودک برای دانستن و پرسیدن این موضوعات از طریق همسالان ناآگاه میشود که نتیجه آن اضطراب، درگیری و اشتغال ذهنی، افکار نابسامان، افت تحصیلی، عادات نامناسب و بلوغ زودرس است.
این روانشناس در خصوص کودکی که از تکه کلامهای زشت یا شوخیهای جنسی استفاده میکند میگوید بهترین راهکار آن است که یکی دوبار اول به حرفهای غیراخلاقی او بیاعتنایی کرد و در صورت ادامه دار شدن از شیوه محروم سازی استفاده شود یعنی او را برای مدت معینی از بازی، دوستان یا غذای مورد علاقهاش محروم کنید.
عابدینی تاکید میکند بیمبالاتی والدین در روابط زناشویی در برابر دید کودک نقطه آغاز تخیلات و صحنههای خیالپردازی شده غیرواقع گرایانهای از جانب کودک است که با عالم واقع در تضاد بوده و میتواند روی روان کودک تاثیر سوء گذاشته و ذهن کودک را مدام درگیر تخیلات و تمایلات جنسی کند و به حال و آینده او لطمه وارد سازد. بنابراین خانوادهها باید خیلی مراقبت کنند که رفتار نادرستی از خود نشان ندهند.
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی
روانشناسان با بیان اینکه دوقلوها، اجتماعی تر بار می آیند، می گویند دوقلوها از بدو تولد یک همراه و همراه واقعی با خود دارند به همین خاطر در برقراری ارتباط موفق تر بوده، از کنار هم بودن لذت می برند و در برقراری تعامل و مشارکت با دیگران بهتر از سایر کودکان هستند. نکته قابل توجه در رابطه با دوقلوها این است که اخیرا تولد دوقلوها در تمام دنیا، شایع شده است. ازسال ۱۹۸۰میلادی تاکنون تعداد دوقلوها در امریکا ۷۴ درصد رشد داشته است.
استفاده از برخی داروهای باروری، افزایش سن بارداری بویژه پس از ۳۰ سالگی و به کارگیری روش IBF برای بازتولیدی زنان از جمله علل دوقلوزایی است. طی تحقیقاتی مشخص شده است که ۵۶ درصد زنانی که با روش IBF باردار شده اند، دوقلو و چندقلو به دنیا آورده اند. روانشناسان درباره تمایل خانواده ها به پوشاندن لباس های مشابه به تن دوقلوها هم می گویند: مردم، دوقلوها را بچه هایی می بینند که از نظر شکل ظاهری، پوشش و رفتار، دو موجود کاملا شبیه به هم و به عبارتی کپی یکدیگرند.
به نظر می رسد خانواده ها، تعمدا بچه ها را به این سمت سوق می دهند که باید از هر نظر شبیه یکدیگر باشند و خودشان نیز تمام لباس ها و اسباب بازی های دوقلوها را مشابه به هم تهیه می کنند. یک دلیل عمده آن هم این است که خانواده ها تمایل دارند نظر دیگران را به سمت کودکان خود جلب کنند زیرا با انجام این عمل، خاص و متفاوت به نظر می رسند و این احساس برایشان لذتبخش است.
روانشناسان بالینی، ضمن تاکید بر لزوم رشد هویت مستقل فردی هر دو کودک، می گویند: مشکل جدی که در این زمینه وجود دارد این است که چون اینها دو نفر هستند ناخودآگاه توجه کمتری از سوی پدر و مادر به هر کدامشان معطوف می شود. طی تحقیقاتی در استرالیا مشخص شده است که اگر به فرض خانواده یی یک فرزند داشته باشد و در طول شبانه روز، ۲ دقیقه وقت به او اختصاص بدهد، همان خانواده برای دوقلویشان، تنها ۹ ثانیه وقت می گذارند.
● رشد مهارت های زبانی کودکان دوقلو کندتر است
روانشناسان درباره تاخیر در رشد مهارت های زبانی بچه های دوقلو نیز می گویند: تک قلوها، زبان را از پدرو مادرشان یاد می گیرند، در حالی که دوقلوها، زبان را از یکدیگر می آموزند و حتی به کاربردن الفاظ به شکل غلط را از هم تقلید می کنند. بویژه اگر والدین، فرزندان دیگری هم داشته باشند، نمی توانند وقت زیادی برای تقویت مهارت های کلامی کودکانشان بگذارند.
به همین سبب رشد مهارت های زبانی کودکان دوقلو کندتر است. از سوی دیگر، ۵۰درصد دوقلوهایی که به دنیا می آیند نارس هستند و در مقایسه با نوزادان معمولی، وزن کمتری دارند، طبیعی است که در رشد کمی عقب تر و ضعیف تر از سایر کودکان باشند.
روانشناسان بالینی درادامه با اشاره به اینکه به علت رقابتی که میان خود دوقلوها با همدیگر و با دیگران وجود دارد این مشکلات زبانی تا شش سالگی حل می شود، می گویند: والدین حتما با کودکانشان تمرین سخن گفتن داشته باشند، با هر یک انفرادی صحبت کنند، برایشان کتاب بخوانند و هنگامی که با آنها صحبت می کنند به چشم هایشان نگاه کنند تا مهارت های زبانی شان رشد کند.
● اگر یکی از بچه ها بهانه گیری کرد، ابتدا به سراغ کودکآرام بروید!
روانشناسان به کودکانی که بهانه گیر هستند نیز اشاره و اظهار می کنند: دوقلوها وقتی مشاهده می کنند یکی از قل ها بمدت طولانی در کنار پدر و مادر می ماند، احساس حسادت می کنند. بنابراین والدین باید توجه کنند که به هر دو کودکرسیدگی کنند. اگر یکی از قل ها، بهانه گیر باشد و بیهوده نق بزند، پدر یا مادر باید ابتدا به سراغ کودکی که آرام است رفته و مدت زمان اندکی را با او بگذرانند و سپس سراغ کودکبهانه گیر بروند. با این کار کودکاول تشویق می شود و کودکبهانه گیر نیز درمی یابد که اگر توجه پدر و مادر را می خواهد باید شیوه دیگری پیش بگیرد.
● هنگام دعوای میان دوقلوها، والدین چه زمانی مداخله کنند؟
دعوای بین دوقلوها، مانند همه بچه های دیگر، امری طبیعی است. اما والدین قبل از اینکه بچه ها دست به رفتارهای تند و خشن بزنند باید وارد ماجرا شوند. به محض اینکه لحن بچه ها از حالت عادی خارج و به سمت تند و بی ادبانه صحبت کردن رفت، پدر و مادر باید مداخله کرده و نقش میانجی را بازی کنند. والدین نباید دوقلوها را با هم مقایسه کنند زیرا ممکن است این دو احساس تبعیض کنند.
به عنوان مثال یکی از قل ها را «خوشگل من» و دیگری را «باهوش من» صدا نزنند زیرا ممکن است قل اول احساس کند حالا که زیباست پس باهوش نیست و برعکس. این صفت گذاشتن روی بچه ها ممکن است موجب تخریب روانی شود. روانشناسان تاکید می کنند صحیح است که باید تفاوت بچه ها را شناخت اما بزرگ ترها مراقب باشند که به بچه ها برچسب نزنند.
به عنوان مثال یکی از بچه ها تمایل دارد در بیرون از منزل ورزش کند و دیگری می خواهد در خانه بماند، والدین نباید کودکرا از بیرون رفتن و تامین نیازهایش محروم کنند بلکه استعداد دوقلوها را باید انفرادی شناخت، پوشش داد و به رشد آن کمک کرد.
● دوقلوها، اجتماعی تر بار می آیند
اساسا دوقلوها خودخواه نیستند، زیرا همیشه آموخته اند که یک نفر دیگر نیز هست و باید حقوقش را رعایت کرد. همچنین احساس همدلی شان نسبت به دیگران بیشتر است. این رابطه دو نفری به خودی خود مشکلی ندارد اما اگر به این مساله منجر شود که این دو کاملا شبیه هم شده و راه همدیگر را بپیمایند، رشد فردی شان مختل می شود.
● دوقلوها را «دوقلوها» صدا نزنید
خانواده ها و اطرافیان هیچگاه این دو کودکرا تحت عنوان «دوقلوها» صدا نزنند و اسم های همراه به کار نبرند و مراقب باشند که حتما از اسم بچه ها برای صدا زدنشان استفاده کنند. در واقع شما زمانی که این دو را «دوقلوها» صدا می زنید برایشان یک هویت مشترک می سازید که می تواند به این رابطه آسیب بزند.
آنها همچنین درباره اینکه آیا لازم است اتاق خواب بچه ها را از هم جدا کنند، می گویند: اعضای خانواده پیش از هر چیزی باید سعی کنند به کودکانشان یاد بدهند که کارهایشان را مستقل از هم انجام بدهند. برخی پدر و مادرها برای اینکه دوقلوها در بزرگسالی منزوی نشوند به هم نزدیکشان می کنند و پیوندهای کاذب میانشان ایجاد می کنند.
درحالی که بچه ها باید خودشان توانایی های خود را شناخته و در مسیر صحیح حرکت کنند. پدر و مادرها سعی کنند به صورت مجزا با فرزندانشان ارتباط برقرار کنند. پدر یکی از قل ها را با خود از منزل بیرون ببرد و مادر دیگری را. برقراری ارتباط مجزا با هر یک و در موقعیت های متفاوت برای رشد فردی و مناسب هر دو کودکلازم است. مبنا و اساس حفظ استقلال عاطفی در دوران کودکی و تا پیش از ۱۰ سالگی نهاده می شود. اگر این شخصیت در دوران کودکی صحیح و به تدریج شکل بگیرد در بزرگسالی هم به همین سیاق ادامه پیدا خواهد کرد.
● بچه ها با داشتن پوشک احساس امنیت میکنند
این روند در بچه های دوقلو کندتر است. اما به محض اینکه رفتن به دستشویی را بیاموزند به علت رقابتی که بینشان هست مشکل حل می شود. به این خاطر که بچه ها با داشتن پوشک احساس امنیت می کنند و راضی نمی شوند براحتی آن را کنار بگذارند، اگر پدر و مادر در فواصل مشخص، چه بچه ها بخواهند و چه نخواهند آنها را به دستشویی ببرند، این مساله برایشان جا افتاده و مثل سایر کارهایی که انجام می دهند، عادی می شود.
بعضا دیده می شود که یک شکل کردن ظاهر دوقلوها از سوی خانواده، نه تنها کنار گذاشته نمی شود بلکه مورد تشویق هم قرار می گیرد. اگر پدر و مادر بر همسان بودن پوشش و ظاهر بچه ها تاکید کنند، جلب توجه مردم از همان ابتدا هدف دوقلوها می شود و این مساله بر رشد استقلال عاطفی شان اثرگذار است.
برچسب:
نویسنده: سولماز حسینی